{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

Par11))

Par11))
15 سال دروغ..
فصل دوم..
{آغاز جنگ مدرسه شیاطین به خودت بیا}
22اکتبر2029
ساعت5:11(عصر خونه اتیشیا)
چان اون وو رو به روی من ایستاده اومده بو تمام ماجرا را برایش تعریف کنم"ببین به جیسو هم بگو دیگه خلاصش اینه:پادشاه شیاطین والیسی منو مجبور میکنه برم مدرسه شیاطین جایی که پر از شاهزاده ها و شیاطین قدرتمنده خودت میدونی از وقتی تو روسیه بودم از مدرسه بدم میاد یه جورای این مدرسه یه جنگ برای برتری یه و کسانی که اونجان شامل شاهزاده دورگه و جیسو هم میشه! والیسی بهم گفت هیما دوباره به دنیا اومده و اگه تو مدرسه موفق شم که یعنی تمام کسانی که اونجان رو خورد کنم بهم میگه تو بدن کی به دنیا اومده!همین" سی.گار را روی دهانم بر می دارم ودودش هوا را پر میکند نگاهی به ممیندازه میخنده"قراره جالب شه نمی دونستم به خاطر الیزا با بزرگترین ترست روبه رو میشی..بهتر نیست س.یگار نکشی؟تو مدرسه بو میدی" سی.گار را خاموش میکنم موهایم را بالا سرم جمع میکنم"سی.گار برای شیاطین اعتیا دآور یا بد نیست تازه مال انسان ها هیچی نی" سری به عنوان تایید نشان میدهد بعد میگویو"عین یه فیلم می مونه باید برام صحنه به صحنشو تعریف کنی"میخندم میرم رو مبل دراز میکشم تابی که پوشیدم سیاه و بعد نگاهی بهش میندازم"اوپا..میخوای مثل همیشه یه جور مجوز خطرناک برات جور کنم؟" میخندد"اگه کمکی کنی بیام اونجا ..میام ولی دقیقا اونجا چی کار میکنین؟" نگاهی به بالای اتاق می اندازم وکمی در افکارم غرق شدم بعدش گفتم "یه چیزی تو مایه حیله گری فریب دادن هیولا بودن کشتن انسان وشیطان برتری غرور..کلنی هر چیز بدی مثل قم.ار ..یا اینا"
_حالا یونیفرمت چیه؟
نگاهی به یونفرم سفید وسیاهم نگاهی می اندازم می توانسم دامن هم به جای شروال انتخاب کنم ولی مگه شروال صد برابر راحت تر نیست شب مراسم شروع میشه درست حدس زدید مدرسه تو شباست! و روز اول یه گردنبند بهت میدن که نماد گروهته
ساعت:1:11(شب دنیای شیاطین مدرسه شیاطین یا معروف به قصر حسادت مرگ)
همه این حیات هزار متری که بسیار بزرگ و پر از درخت های زیبا با برگ های قرمز هستن احاته شده و بوی خوبی میدهد هزارن صندلی چیده شده ومن در جلو ترین صندلی نشسته ام و جمعین در حال سر وصدا است این لباس بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم راحته نگاهی به صندلی کنارم میکنم جیسو نشسته لباس او همان لباس سفید منه البته با دامن ابرو هایش را در هم میکشن"یه سال دیگه برای تحصیل شروع شد" جیسو یک ساله این جا درس خونده وگروهش مشخصه شاهزاده دورگه هم باید یک سال اینجا درس میخوند ولی تا هویتش لو نره نمی توانست بیاید در نتیجه از امروز اونم یه سال اولیه البته سن مهم نیست اینجاتنها چیزی که حرف میزنه قدرته قدرت همه چیزه و وقتیبه سمت چپم نگاه میکنم شکه میشوم الیاس نه!تهیونگ کنارم نشسته لبخندی به پهنای صورتش میزند "سلام لتیشیا..سلام جیسو" هردو جوابش را می دهیم نفری نقاب پوش یا همون مدیر مدرسه از سکوی بلند بالا می آید به اندامش میخوره 30 سالش باشه یه مرد 30 ساله ولی پدرمم همین قدر بهش میخوره شروع به حرف زدن میکند"امید وارم..." یک ساعت سخن رانی میکند ومن اصلا گوش نمی دهم تا میرسه به"خب حالا دانش آموزای جدید گروه هاشون با گردنبند هشون مشخص میشه"نگاهی به گردنبند تهیونگ می اندازم روش نوشته مرگ مال جیسو هم ق.ماره در رابطه با استعداد و کارهای کثیف می نویسن ما رو؟ و گرنبندی در گردنم ظاهر میشود فورا بهش نگاه میکنم نماد دو تا بال!بال های تاریکی..جیسو هم با تهیونگ ناهی بهش می اندازن تهیونگ میگه"فقط شیاطین عجیب تو این گروهن.. نه این که بخوام چیز بدی بگم ولی.. 16 گروه داریم بین 500 نفر بعد فقط 20 نفر داره این گروه و..بیشترشون پسرن"چشمانم گشاد میشود جیسو یکی به پشتم میزند"هیچی نیست فقط یک سال کل شب رو با هاشونی "نگاهی ترسناک بهش می اندازم"به نظرت کمه؟..
ادامه دارد...
اسلاید دوم:لباس فرم هیما و گرنبندش
اسلاید سوم:یه جورایی وایب مدرسه شونه
دیدگاه ها (۱۷)

(Part12)15 سال دروغ.. فصل دوم.. {بعضی او...

وقتی میگم چشمای سرخ جونگکوک یعنی این!(منظورم 15 سال ردوغه!)⠀...

Par10)) 15 سال دروغ.. فصل دوم.. {تو چی...

Par9))15 سال دروغ.. فصل دوم.. { ماه امشب...

My lovely neighbor part : 52

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②①«پارت فرعی»ری_یک آن به سوروس ن...

آهنگ هایی که الان حال ما تکیدو فمیلی ها رو توصیف می‌کنهبدون ...

دقت نکنین

یمدت نبودم .... اصلا یه وضعیتیه اخر تابستونه ... بعدش مدرسه ...

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

پارت ۲|تاج و خونببینید چه ادمین خوبیم قدرمو بدونین تا شرط ها...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط