سناریو بی تی اس
( وقتی تحریک شدی و ددی صداشون میکنی ) (دوست صمیمیتن )
نامجون : اوه ا/ت خودت خواستی امشب رحمی بهت نمیکنم ( باز کردن دکمه هاش)
جین : خفه شو دختره من چرا باید ددی توعه چلغوز بشم من هندسام
ا/ت: ها داری شانس پدر شدن از خودت میگیری
جین : برو تو اتاق تا بهش فکر کنم
یونگی : برو اتاق تا نارنگی عام تمام شد بیام
ا/ت: عاح فقط زود
هوپی : سانشاین خوبی بیا بشین یک چیزی برات درست کنم
ا/ت: ددی بریم (اشاره به اتاق )
هوپی : چون خیلی اسرار میکنی باش
موچی: باش فقط من اون موقع مهربون نیستم
ا/ت: ... (ناله)
ته ته: یونتان گمشو بیرون قرار خواهر و برادر و مامانت مشخص شن
ا/ت: کشیدن دست ته
کوک : چشم ولی بعد تا چند هفته نمیتونی راه بری
ا/ت:(ناله )
کوک: براید سریع بغلت کرد و برد 😈😈
نامجون : اوه ا/ت خودت خواستی امشب رحمی بهت نمیکنم ( باز کردن دکمه هاش)
جین : خفه شو دختره من چرا باید ددی توعه چلغوز بشم من هندسام
ا/ت: ها داری شانس پدر شدن از خودت میگیری
جین : برو تو اتاق تا بهش فکر کنم
یونگی : برو اتاق تا نارنگی عام تمام شد بیام
ا/ت: عاح فقط زود
هوپی : سانشاین خوبی بیا بشین یک چیزی برات درست کنم
ا/ت: ددی بریم (اشاره به اتاق )
هوپی : چون خیلی اسرار میکنی باش
موچی: باش فقط من اون موقع مهربون نیستم
ا/ت: ... (ناله)
ته ته: یونتان گمشو بیرون قرار خواهر و برادر و مامانت مشخص شن
ا/ت: کشیدن دست ته
کوک : چشم ولی بعد تا چند هفته نمیتونی راه بری
ا/ت:(ناله )
کوک: براید سریع بغلت کرد و برد 😈😈
- ۷۳۸
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط