زندگی دوباره

پارت ²⁹
ملاقات با گیسوکمند
هاپو میمون فرنگی سنگشو برای شمشیر انتخاب کرد
کای: واوووووو چجوری میدونی چی انتخاب کنیییی
تانجیرو: من با حس بویایی قوی که دارم میتونم انتخاب کنم
کایا: عجبببببب
و راه افتادن سمت خونه اوروکوداکی
وقتی رسیدن تانجیرو نزوکو رو دید که اومده بیرون
تانجیرو رفت نزدیک و نزوکو هم رفت بغلش کرد🫂
اوروکوداکی با دیدن تانجیرو سالم رفت و بغلش کرد🫂
کای: یکم هم ما رو بغل کنی بد نیستا😮‍💨
اوروکوداکی یجوری نگاشون کرد که کای گرخید بچه
کایا: خیلی خب بابا ایشش
و رفتن تو خونه
10 روز بعد
هنوز پنج روز مونده بود تا شمشیر تانجیرو برسه که برای کای و کایا ماموریت اومد
کورین: قار قار شمال شرقی شمال شرقی
کیوکا: قال قار شیطانی که اونجاس رو بکشین
و بعله مث همیشه ماموریت وسط لمبوندن اینا اومد🤤
کای هم مث همیشه قاشقشو پرت کرد سمت کورین
کورین شهید شد🐦‍⬛️
کایا و کای میخواستن راه بیفتن که....
تانجیرو: شما بعد از ماموریتتون برمیگردین اینجا؟
کای: عاااا فک نکنمم
کایا: وقتی شیطان کش بشی استراحت نداری
کای: ارع😮‍💨
تاتجیرو: که اینطور، پس باید جدا بشیم
کای: نگران نباش بازم همو میبینیم
تانجیرو لبخند زد
کای: حالا بیا بریم
کایا: بای
و رفتن...
در راه
مث همیشه ترکی میخونن و بندری میرقصن...
کایا: چیز میگم داره تاریک میشع
کای: ارع
کایا: حالا چه غلطی بکنیم؟
کای: نمیدونم به خدا
خلاصه تاریک میشه و اینا میرن رو یه درختی میشینن تا بتونن پایینو ببینن
یهو یه شیطان از ناکجاآباد سر و کله ش پیدا میشع
کای و کایا میپرن پایین
کای: سلامممممممممممممممممممممممممم زغال سنگ جونننننننننننننننن
کایا: عاااا چیزه میگم چرا انقد گنده ای؟
ارع، شیطانه از اون غول‌آسا ها بود...
کای و کایا میخوان به شیطان حمله کنن کههههههههههههههههههه....
سر شیطان قطع میشع
کای: あ_あ
کایا: ゆ_ゆ
برمیگردن و میبینن یه شیطان کش با موهای بلند اونجا وایستاده
کای: عاااااااا گیسوکمند جونننننننن🤓
کایا: عاااا نه بابااااااااااااااا این گیسوکمند نیس کههههه
کای: پس کیه؟🤔
کایا: آخه ببین گیسوکمند موهاش بلوند بود این سیاهه
کای: اهه راستم😮‍💨
کایا: این گیس مشکیه🗿
کای: سلامممم گیس مشکیییی
گیس مشکی برمیگرده سمت اینا
گیس مشکی: &_&
و راهشو میکشه و میره...
کای: اهمیتت تو حلقم داداش
کایا: آقا این کلا عادت داشت از ابرا و این چیزا حرف بزنع
کای: والااااااا
و خب اینا هم میرن...
✯✯✯
راز دوران تایشو
1-شیطانه رده پایین چهار بود بخاطر همین کای و کایا رو فرستادن چون میترسیدن کسی نتونه مقابله کنه باهاش و خب گیس مشکی اون اطراف داشت گشت میزد که شیطانه رو دید و اومد نزدیک

2-گیس مشکی نمیدونه کای و کایا هاشیران

3-کای و کایا از اینکه الکی اومدن اینجا دارن حرص میخورن
✯✯✯
اینم از این
خب گیس مشکی هم که فهمیدین کیه نه؟
این پارت یکم چرت شد ولی یکی دوتا پارت دیگه زنیتسو و اینوسکه میان و خب با اونا باحال میشه
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
دیدگاه ها (۲۱)

چیبگم

کسخلان گروگان

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

یک سگ زیادی ولگرد

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

گل خونی پارت 49تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو می...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط