عشق همیشگی پارت 9
از زبان شدو 🖤
وایی نمیدونستم که سونیک آواز خوندن بلده 🤔
ولی واقعاً صداش خیلی دلنشینه 😍
از زبان سونیک 💙
داشتم آواز میخوندم که صدای اومد سرم رو برگردوندم و دیدم شدو قایم شده و داره به آواز خوندن من گوش میده ، زود ساکت شدم و شدو اومد و گفت: چرا قتحش کردی من که خیلی خوشم اومد
سونیک : چون ......
شدو : چون ؟
سونیک : این موضوع شخصیه 😡
شدو : سونیک من دوستتم تو باید بهم بگی
سونیک : نمیتونم 😫
از زبان شدو 🖤
سونیک زود در رو باز کرد و سریع رفت .
میگه من چی گفتم ؟
بهتره برم و ازش حوضر خواهی کنم .
رفتم و دیدم سونیک تو اتاق روی تخت نشسته و داره گریه میکنه 😢
رفتم پیشش و کنارش نشستم .
شدو : ببخشید که فال گوش وایساده بودم .
سونیک : اشکالی نداره درضم تقسیر تو نبود به خاطر چیزه دیگه ای بود .
شدو : ...... میدونم که نباید تو مساعل شخصی تو دخالت کنم اما اگه بهم بگی شاید بتونیم باهم حلش کنیم .
سونیک : بهم قول میدی به کسی نگی ؟
شدو : بهت قول میدم
سونیک : میدونی شدو وقتی با سیلور بودم همیشه براش آواز میخوندم اما بعد از اینکه اون رفت دیگه قول دادم که برای هیچکس آواز نخونم 😓.وقتی سونیک این حرف رو زد خیلی ناراحت شدم یعنی به خاطر اون سیلور لعنتی سونیک ضربه روحی خورده 😡
دست سونیک رو گرفتم و گفتم : اشکالی نداره آلن من پیشتم و دیگه نمیزارم کسه دیگه ای به تو آسیب بزنه بعد سونیک رو بغل کردم و سونیک هنوز هم داشت گریه می کرد .
ادامه دارد
وایی نمیدونستم که سونیک آواز خوندن بلده 🤔
ولی واقعاً صداش خیلی دلنشینه 😍
از زبان سونیک 💙
داشتم آواز میخوندم که صدای اومد سرم رو برگردوندم و دیدم شدو قایم شده و داره به آواز خوندن من گوش میده ، زود ساکت شدم و شدو اومد و گفت: چرا قتحش کردی من که خیلی خوشم اومد
سونیک : چون ......
شدو : چون ؟
سونیک : این موضوع شخصیه 😡
شدو : سونیک من دوستتم تو باید بهم بگی
سونیک : نمیتونم 😫
از زبان شدو 🖤
سونیک زود در رو باز کرد و سریع رفت .
میگه من چی گفتم ؟
بهتره برم و ازش حوضر خواهی کنم .
رفتم و دیدم سونیک تو اتاق روی تخت نشسته و داره گریه میکنه 😢
رفتم پیشش و کنارش نشستم .
شدو : ببخشید که فال گوش وایساده بودم .
سونیک : اشکالی نداره درضم تقسیر تو نبود به خاطر چیزه دیگه ای بود .
شدو : ...... میدونم که نباید تو مساعل شخصی تو دخالت کنم اما اگه بهم بگی شاید بتونیم باهم حلش کنیم .
سونیک : بهم قول میدی به کسی نگی ؟
شدو : بهت قول میدم
سونیک : میدونی شدو وقتی با سیلور بودم همیشه براش آواز میخوندم اما بعد از اینکه اون رفت دیگه قول دادم که برای هیچکس آواز نخونم 😓.وقتی سونیک این حرف رو زد خیلی ناراحت شدم یعنی به خاطر اون سیلور لعنتی سونیک ضربه روحی خورده 😡
دست سونیک رو گرفتم و گفتم : اشکالی نداره آلن من پیشتم و دیگه نمیزارم کسه دیگه ای به تو آسیب بزنه بعد سونیک رو بغل کردم و سونیک هنوز هم داشت گریه می کرد .
ادامه دارد
- ۱۰.۹k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط