رفتی و در دل من ماند بجای،،

رفتی و در دل من ماند بجای،،

عشقی آلوده به نومیدی و درد،،

نگهی گمشده در پرده اشک،،

حسرتی یخ زده درخنده سرد،،

آه اگرباز بسویم آیی،،

دیگر از کف ندهم آسانت،،

ترسم این شعله سوزنده،،

عشق

آخر آتش فکند برجانم،،

(فروغ فرخزاد)
دیدگاه ها (۳۳)

رفتی و در دل من ماند به جای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی ...

رفتی و در دل من ماند بجای... ، عشقی آلوده به نومیدی و درد......

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختیاد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده...

ياد آن بوسه كه هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختياد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعلهٔ حسرت افروختیاد آن خنده...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط