رفتی و در دل من ماند به جای

رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پردهٔ اشک
حسرتی یخ زده در خندهٔ سرد

آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعلهٔ سوزندهٔ عشق
آخر آتش فکند بر جانت...
دیدگاه ها (۱)

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

رفتی و در دل من ماند بجای،،عشقی آلوده به نومیدی و درد،،نگهی ...

رفتی و در دل من ماند بجای... ، عشقی آلوده به نومیدی و درد......

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختیاد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده...

ياد آن بوسه كه هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختياد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعلهٔ حسرت افروختیاد آن خنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط