{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن بوسه که هنگام وداع

یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت

یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت

رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد

نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسویم آیی
دیگراز کف ندهم آسانت

ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت

((فروغ فرخزاد))
دیدگاه ها (۱۰۲)

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختیاد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

ياد آن بوسه كه هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختياد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعلهٔ حسرت افروختیاد آن خنده...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط