{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترکی دو سیب در دست داشت.

دخترکی دو سیب در دست داشت.
مادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی؟
دخترک یک گاز بر این سیب زد
وگازی به آن سیب!
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شده
اما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت
و گفت:
بیا مامان!این یکی شیرین تره!
مادر،خشکش زد.
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود...!!

هر قدر هم که با تجربه باشید،قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید.
و بگذارید طرف مقابل،فرصتی برای توضیح داشته باشد...!!!
دیدگاه ها (۱۲)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

دخترکي دو سيب در دست داشت مادرش گفت : يکي از سيب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت :یکی از سیب هاتو به من می...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت :یکی از سیب هاتو به من می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط