{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترکي دو سيب در دست داشت مادرش گفت : يکي از سيب هاتو به

دخترکي دو سيب در دست داشت مادرش گفت : يکي از سيب هاتو به من ميدي ؟ دخترک يک گاز بر اين سيب زد و گازي به آن سيب !لبخند روي لبان مادر خشکيد !سيمايش داد مي زد که چقدر از دخترکش نا اميد شده اما دخترک يکي از سيب هاي گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بيا مامان!اين يکي شيرين تره!!!!!!مادر خشکش زد ...چه انديشه اي با ذهن خود کرده بود ...!هر قدر هم که با تجربه باشيد ، قضاوت خود را به تاخير بياندازيد و بگذاريد طرف ، فرصتي براي توضيح داشته باشد
دیدگاه ها (۲)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشت.مادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من می...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت :یکی از سیب هاتو به من می...

دخترکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط