هر بار می خوایم با سید بریم توی شهر قدمی بزنیم، یکی دو نف

هر بار می خوایم با سید بریم توی شهر قدمی بزنیم، یکی دو نفر جلوتر میرن تا اگر بوی کباب به مشام رسید سریع خبرش کنند.
حساسیت داره به بوی کباب !!!
حالش خیلی بد میشه !!!
یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟ چرا به این بو حساسیت داره؟

گفت: «اگر در میدان مین بودی و به خاطر اشتباهی، مین فسفری عمل می کرد و دوستت برای اینکه معبر و عملیات لو نره، اونو می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی جیک هم نمیزد و از این ماجرا فقط بوی بدن کباب شدش توی فضا می موند، تو به این بو حساس نمیشدی؟»

***************************************

این میدونی یعنی چی؟! یعنی اونور باید جواب بدیم! خودشون خیلی مردن، خودشون جواب نمیخوان، اما یکی هست که نمیتونه تحمل کنه، ایشون ازت جواب میخوان، میدونی کیه؟ درسته، مادر شهدا... همونی که بهشون یاد داد باید واسه ولایت مبارزه کرد... مادر شهدا از ما جواب میخوان... چون تاب نداشت ببینه بچه‌ش داره میسوزه و دم نمیزنه، آخه خودش میدونه سوختن یعنی چی..... :(


اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا فاطِمَةُ الزَّهراء (سلام الله علیها)


التماس دعا
دیدگاه ها (۲)

#معشوقه_آلفا

آپدیت اینستاگرام بنگچان🫧🩶:🐺:من این و آن را انجام می‌دم.پسرا ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

#از_علی_آموز بسم الله العلی الاعلیخواهر محجبه عزیزمتابستان ا...

#از_علی_آموز بسم الله العلی الاعلیخواهر محجبه عزیزمتابستان ا...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت پنجم ا.ت پوشه‌ی خاک‌گرفته رو از ر...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی¹رایحه شیرین شکوفه ها با بوی تلخ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پارت_2تقریبا نیم سا...

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط