پرنسس من ۲۵

دکتر اومد و معاینه کرد


دکتر :« متاسفم اما بچه بخاطر درد و فشار زیاد و ضربه



سقط شد میخواید بیمارستان عمل کنید یا خونه»



جونگ کوک : «برید بیرون بهتون اطلاع میدم»



ا/ت : « دیدی اخرش اینجوری شد »




جونگ کوک : « پس تو از عمد اینکارو کردی که بچه منو




چیزی که خودم درونت گذاشتم و از خودت جدا کنی؟



چیزی که من بهت دادم؟ چیزی که ماله منه؟ »




ا/ت :« خوشحالم چیزی از تو درونم نیست »




جونگ کوک : «خوشحالی » ( عربده) اون از مرگ بچه ی



من خوشحالههه



ا/ت : چون خودت باعثش شدی




جونگ کوک : من باعث شدم یا تو ... تو از عمد اینکارو



کردی عصبیم کردی تا اینکارو کنم



ا/ت :« من نمیدونم زود باش! این بچه را از تو شکمم



دربیار نمیخوام تحملش کنم »



جونگ کوک :« نمیخوای؟ باشه پس بعد از اینکار هر روز و


شبت جهنمه باید ارزوی یک‌ خوبی کردن از طرف منو



داشته باشی »




انتظار حمایتممم🙂‍↕️💤
دیدگاه ها (۲)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط