#پارت_34

#پارت_34
آقای مافیا ♟🎲

با هم وارد اتاق شدیم
آفاق هم مثل بچه ها خودشو روی تخت انداخت

واییییی خدایا اخه یه دختر چقدر میتونه جذاب باشه

به سمتش رفتم و گفتم:

+ راحتی

_ اره

+ میخوای یه لیوان اب پرتقالم برات بیارم

_ نه من الان فقط یه لیوان اب یخ میخوام... خیلی هوا گرمه

+ خدا هم بهت دست داده هم پا پاشو برای خودت بیار

_ حداقل میشه بری بیرون لباسم و در بیارم زیرش یه لباس آستین بلند تنمه دارم میپزم

+ جغله برو اون گوشه دیوار یه مستطیل مشکی داخل دیواره فشارش بده

وقتی اینکار و انجام داد یه پرده جلوش ظاهر شد و با همین چیز کوچیک داشت ذوق مرگ میشد

#آفاق

وقتی اون مستطیل مشکی رو فشار دادم یه چیزی شبیه اتاق پرو جلوم ظاهر شد

دیگه پشمی واسم نمونده بود.. تمام تلاشم و کردم که خودم عادی نشون بدم ولی نمیشد

سریع رفتم و لباسم و عوض کردم و روی صندلی نشستم

و رفتم تو سایت دوست یابی تا یه پارتنر جذاب برای خودم پیدا کنم

خوشگلاشون خارجی بودن همه زشتاش ایرانی بودن اه دیگه حالم داشت بد میشد گوشیمو پرت کردم اونور که سامیار گفت

_ چته؟

+ هیچی در تلاش بودم یه پارتنر خوب برای خودم پیدا کنم

با لحن سردی گفت:

_ اوکی
و یهو گوشیش زنگ خورد
دیدگاه ها (۰)

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

#تپش.قلب.منPart 7 تهیونگ:قرار نیست عصبی بشی هم یه که هست بیب...

چند پارتی

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط