{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

اسیر آسمان بودم گمان کردم که آزادم

اسیر آسمان بودم گمان کردم که آزادم
شدم غرق تماشا و به دام عشق افتادم

تمام عمر مبهوت شکوه عاشقی بودم
مسیر از بس که زیبا بود مقصد رفت از یادم

نمی‌دانم کی‌ام یا راهی‌ام سوی کجا تنها
همین اندازه می‌دانم که اهل عشق آبادم

به راز خنده‌هایم پی نخواهی برد ای دنیا
غمی بی انتها در قلب خود دارم ولی شادم

در این نیزار هر نی را که دیدم ناله‌ای دارد
به جایی می‌رسید از دست دل ای کاش فریادم
دیدگاه ها (۱)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

اسیر آسمان بودم گمان کردم که آزادمشدم غرق تماشا و به دام عشق...

خدایا ، ناله‌ای زندانی‌ام، ایکاش آزادم کنیمن سکوتی تلخ هستم،...

غزل عاشقانه زیبا....شماره (5).....دل ربودم ز كسي و ز خودم دل...

تبعید

تبعیدتو دل دل می کنی اما دلم را دست تو دادمولی ای کاش جای دل...

گفتی بمان ، می خواستم ، اما نمی شدگفتی بخوان ، بغض گلویم وا...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_هفتمدگر ز جان من ای سیمبر چه می خو...

اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط