کم و بیش همه جا میخوندم و میشنیدم که میگفتن "موقع خداحافظ

کم و بیش همه جا میخوندم و میشنیدم که میگفتن "موقع خداحافظی فکر کن آخَرین بار است دستَش را محکمتَر از همیشه فشار بده"
میگفتم مگه میشه؟! این تصور خیلی مسخرست! من امید دارم به حالا حالاها بودنِش. میدونم به این زودیا از دستش نمیدم! میدونم حالا حالاها سلام و خداحافظی داریم ما ..!
هر وقت اون جمله رو میدیدم یا میشنیدم مثل یه ضبطِ صوت همین حرفارو تِکرار میکردم
سرتو دَرد نیارم .. خیلی زودتر از اونی که فکرشو میکردم از دستش دادم .. خیلی زودتر از اونی که فکرشو میکردم رفت!
منم که مث همیشه تا وقتی یه چیزی رو با گوشت و استخون حس نکنم نمیفهمم! " وقتی رفت فهمیدم" .. فهمیدم باید موقع بوسیدنِش موقع ها کردنِ دستاش موقع دل ضعفه رفتن واسه خنده‌هاش ..
موقع داشتنِش باید ناامید ترین آدمِ روی زمین باشم ..
منو ببین یه لحظه .. یه چیزی میگم نه نیار. قبول کن حرفمو ..
من یه رفتن بیشتر از تو دیدم ..یه از دست دادن بیشتر از تو داشتم .. چند تا اشک بیشتر از تو ریختم .. این بار تو این قسمت از زندگیت نا امید باش
همیشه موقع خداحافظی فکر کن آخرین باره؛
دستشو محکمتَر از همیشه فشار بده
حتی شده یه ثانیه هم بیشتر از دفعه قبل زُل بزن تو چشماش
طولانی‌تر بغلش کن! خیلی طولانی‌تر از روزِ قبل ..
اول تو ببوسِش آخرَم تو ببوسش ..
نا امید باش. فکر کن دفعه آخره نگاه میکنی بودنِشو ..
باور کن
باور کن حسرتِ بعدش به امیدوار بودنت نمی‌ارزه!
"باور کن" ..
اینارو بعد که رفت فهمیدما ..
میفهمی ..!
"بعد که رفت .."
‌
پگاه_صنیعی
‌
دیدگاه ها (۳)

روز اولی که باهات حرف زدم یه حسی میگفت زیاد دل نبند ها تهش ق...

نمیدونم باید از کجا شروع کنم؛ ولی رفتن اسطوره ای مثل تو دردن...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۲"وقتی بهت می...

#سناریو #بی_تی_اس#ریاکشن وقتی از پشت بغلشون می‌کنی و میگی:...

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

پارت ۳۰

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

دهکده جادویی بانگو پارت ۱۲( پایان فصل اول )

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط