مگه من چی خواستم؟

مگه من چی خواستم؟


{طابع قوانین ویسگون 🦋}



-خوشگلم بلند شو بریم دیگه
&نمیشه یکم دیگه بمونیم
-عشقم هوا سرده خدای نکرده سرما میخوری ها
&اما من سردم نیست
-خیلی خوب باشه اما به یه شرط
&چی
-بیا تو بغلم گرم شی
&چشم(خودشو تو بغلش جا کرد و سرشو تکیه داد به سینش)
-اخ فدات شم(محکم بغلش کرد و لپشو بوسید)
&داداش اسم عطرت چیه
-چیزی نزدم از قبل مونده
&خیلی خوبه
-اگه مردونه نبود برای توم می‌گرفتم
&من مشکلی ندارم که بوی شمارو بدم
-تو چرا اینقدر شیرین زبونی
& وای داداش اون اسبرو ببین چه قشنگه
-اره خیلی
& وحشیه؟
-نه خوشگلم صاحب داره
& آهان
-دوست داری سوارش بشی
&مگه میشه
-اره اون رو برای همین گذاشتن دیگه
&اره خیلی دوست دارم
-یادمه تو کلاس اسب سواری میرفتی
&اره
-چیشد
& تموم کردم دیگه مدرک سوارکاریمو گرفتم
-اووو آفرین
&بریم
-بریم فدات شم خوب ببخشید آقا از کجا میتونم پول رو برای سواری پرداخت کنم
~ بفرمایید از این جا
-خوب خوشگلم میتونی سوار شید
~کمک . آموزش می‌خواین
&نه خودم بلندم
~باشه
&تا کجا میتونم برم
~کل این محوطه در اختیار شماست
&اوو باشه پس بزن بریم طوفان سیاه(شروع می‌کنه به تاختن)
-طوفان سیاه ؟(خنده)
~جناب خواهرتون خیلی حرفه ای هستن
-اره من خودمم اولین باره میبینم
~همچین سواری فقط از ستاره های سوارکاری برمیاد خیلی استعداد دارن جدیش بگیرین و برای مسابقه اقدام کنید
-اینطور فکر می‌کنی
~نیازی به فکر کردن نیست داریم به چشم میبینیم
-حق با توعه باید باهاش حرف بزنم
~حتما این کارو انجام بدین
- باریکلا آدا (تشویقش می‌کنه)
&ای خیلی خوب بود(اومد سر جای اول)
~حرکات نمایشی بلدین
&اره بلدم اما فکر نمی‌کردم مجاز باشه
~چرا هست یه دور هم اونطوری بزنید اگه خوب بود اسمتون رو توی اردوی ی مسابقاتی می‌نویسم
&اوو جدی میگین (خوشحال)
~البته
-میگم آدا اینا خطرناک نباشن
&نه
-باشه پس برو ببینم چی کار می‌کنی
& چشمممم(مثل ارتیست های سوارکاری حرکات نمایشی انجام داد که همشون یا تعجب داشتن نگاش میکردن)
~اوو خدای من این حتی فراتر از عالی بود(دست میزنه)
-آفرین خوشگلم خیلی خوب بود
&خوشحالم خوشتون اومد (از اسب پیاده میشه)
~نه من اصلا حتی فرصت فکر کردن هم بهتون نمی‌دم اسمتو مینویسم
-تو دوست داری آدا
&من که اره اما بازم هر چی شما بگین
-منم موافقم پس باشه بنویسین
~یه ماه بعد اردوی تمرینات شروع میشه بیاین همینجا
-باشه ممنونم
~خدانگهدار
-خداحافظ
&وایی داداش خیلی خوشحالم
- آدا خانم شما که اینقدر استعداد داشتین پس چرا تا الان رو نکرده بودی
& وقتی که شما سربازی بودین من دوره هامو تموم کردم
- اره حق با توعه
&ولی بنظر شما من از پیش بر میام؟
-معلومه که بر میای
&امیدوارم
-خوب عشقم الان با ون برگردیم یا خودمون
&خیلی خسته شدم با ون
-باشه پس برو سوار شو قربونت برم
&چشم



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟮@هعی اومیدوارم که خوشبخت شین -هومتهیونگ رفت -انگار روم...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

سناریو تهیونگ

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط