برده عمارت جئون

پارت ¹⁶⁴
-چقدر خوب تربیتش کردی
مثل خودت سنگدل و بی رحم


راحت میشه فهمید زیر دست چه پدر و مادری بزرگ شده

براوو...

قطره های درشت اشک


که از لای پلک هام فرار کرد نگاه دو دو زنم رو به مامان دوختم تا توضیح بده.

وقتی سکوتش رو دیدم

نفسی گرفتم و با پشت دست اشک هایی که گونه های یخ زده ام رو خیس کرده بود


رو پاک کردم و رو به جونگکوک گفتم:


-دروغ میگی،اره؟
این زن مامان منه!


فقط میخوای اذیتم کنی


فقط منتظر بودم بگه دروغه


بگه دارم اذیتت میکنم تا انتقام سقط کردنت رو بگیرم.

هر چیزی می‌گفت جز اینکه من بچه ی پدر و مادرم نیستم.


جونگکوک با همون حالت پر تمسخر جلو اومد.


با نوک انگشت به پیشونیم کوبید و گفت:


-احمق کوچولو...
از خواب بیدار شو


کدوم مادری دخترش و میفرسته واسه سقط جنین؟


فقط یه نامادری بدجنس همچین کاری می‌کنه
شک ندارم اونقدر زیر گوشت زر مفت زد تا بچه منو کشتی


می‌خواست این یکی رو هم ازم بگیره
چون اون اصلا آدم نیست
قلب نداره


مامان با غیظ به طرفش چرخید


چشماش از عصبانیت درشت شده بود و لب هاش به سفیدی میزد.


با کف دست به تخت سینه ی جونگکوک کوبید و گفت:

-بسه...
کمتر این بچه رو شکنجه کن

پارت هدیه💗🌻
دیدگاه ها (۳۵۹)

# قولی_که_شکست ###پارت ۵ تهیونگ گفت : _اره .. ولی شِش هاشو ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪 🖤🥀اسما با دیدن تصویر مادرش خشکش زد...

پارت ششمسه روز بعد جونگکوک: نه نههه کمککک کمکم کنید ( گریههه...

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

دیو و دلبر پارت ۱۳ با لبخند گرمی رفتش بیرون گوشی در دستم  بو...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 209♡⁠。⁠)شام سرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط