عاشقانه

او که بی چتر آمده در زیرِ باران ها منم
زخمی و تن خسته از امواجِ طوفان ها منم
آسمان ! طاقت دگر از سینه بیرون رفته است
شعله در هم میکشد ، آماجِ عصیان ها منم
دل گرفته بی محابا بی دلیل و بی اصول
او که باید پس دهد بی وقفه تاوان ها منم
غرقه در یک عشقِ جانسوز و به ظاهر سردِ سرد
در دلش مخفی کند اسرارِ پنهان ها منم
در کنارِ کوچه هایِ بیقرارِ عاشقی
شب به شب در پشتِ شیشه دیده گریان ها منم
یک نگه کن پشت پرچین تا ببینی ، جان دل !
شاعرِ دیوانه یِ گیسو پریشان ها منم
آخرش زانو زدم خود ماندم و دلواپسی
قصه یِ نا گفته یِ پایانِ پایان ها منم.
دیدگاه ها (۱)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 20عمارت مینهو ـ ساعت ۱۰ شب مینهو اس...

در گلویم غمِ صد چلچله‌ی گریان 💙 است ......💙 دورِ من هیچ‌کسی ...

🦋گیسوی شب🦋# پارت صد وچهل دو...یاشار : نمی خواستم اینجوری بشه...

خدایا ! زمین سرد و بی نور شد بی آزرم شد ، عشق ازو دور شد کهن...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخـودم و جـدّم و جــدّ پـ...

آدما اشتباه میکنن..منم اشتباه کردم! فکر کردم شوخیه وقتی میگی...

((پارت ۲)) ---🌙 «بازگشت میان باران»سه شب گذشته بود.سه شب از ...

《در دل تاریکی》

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخودم و جدّم و جدّ پدرم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط