{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

((پارت ۲))


---

🌙 «بازگشت میان باران»

سه شب گذشته بود.
سه شب از اون شبی که ران رفت، با لبخند محوی و قولی که نیمه‌کاره موند.
از اون موقع، بارون بند نیومده بود — انگار آسمون هم تصمیم گرفته بود مثل تو صبر کنه.

تو هنوز هم هر شب می‌رفتی همون کوچه. همون‌جا که رد لاستیک موتور سیاهش هنوز روی آسفالت مونده بود.
هر بار گوشی‌ت رو چک می‌کردی، بی‌هیچ پیامی.
فقط سکوت.
فقط باد و صدای قطره‌هایی که رو چترت می‌رقصیدند.

اون شب، درست مثل سه شب قبل، بارون نرم و سرد می‌بارید. چراغ‌های خیابون تار و لرزان دیده می‌شدن.
خواستی برگردی که صدایی ضعیف از پشت سرت اومد:
«می‌دونستم بازم اینجایی.»

یخ کردی. چتر از دستت افتاد.
وقتی برگشتی، اونجا بود. ران.

پیرهنش خیس و پاره، چند تا باند روی بازوش، ولی نگاهش... همون بود.
همون چشم‌های بنفش که همیشه بین غرور و خستگی می‌درخشید.
قدم‌هات بی‌اختیار جلو رفتن.
«تو... زنده‌ای؟!»

لبخند زد. «قول داده بودم، نه؟»
نفس‌ت لرزید. مشت زدی به سینه‌اش — نه از عصبانیت، از ترس، از رهایی.
«احمق... فکر کردم دیگه برنمی‌گردی.»

ران دست‌هات رو گرفت. گرماش هنوز همون‌طور بود.
«خیلی نزدیک بود. فکر کردم این‌بار تمومه... ولی یه چیزی باعث شد بجنگم.»
چشم‌هات لرزید: «چی؟»
لبخندش عمیق‌تر شد.
«فکرِ تو.»

همون لحظه، انگار همه‌چیز از کار افتاد. بارون، چراغ‌ها، حتی قلبت.
ران آروم خم شد، پیشونی‌ش رو گذاشت رو پیشونی تو. بوی بارون و دود با نفسش در هم آمیخت.

«دیگه هیچ قولی نمی‌دم، ی/n... فقط یه خواسته دارم.»
«چی؟»
«هر شب بارون میاد، بیا همین‌جا. منم میام. حتی اگه دنیا بره زیر و رو.»

چشمت رو بستی، اشکات با بارون قاطی شد.
لب‌هات به هم رسید، آرام، بی‌عجله، درست مثل دو زخمی که بعد از طوفان بالاخره هم‌دیگه رو پیدا کرده‌ان.

بارون ادامه داشت — ولی دیگه سرد نبود.
چون برای اولین بار، میان تمامِ آشوبِ توکیو، ران هایتانی لبخند زد...
و دنیا برای چند لحظه واقعاً آروم شد.


---

✨ پایان (یا شاید شروع دوباره‌شان...)


---
دیدگاه ها (۸)

((پارت ۳)) ---☀️ «صبحی که برای ما طلوع کرد»ماه‌ها گذشته بود....

معرفی‌نامه سناریو فن‌فیک ایزانا: ---عنوان سناریو: ایزانا – پ...

فن‌فیک چند پارتی عاشقانه‌ ت با ران هایتانی — ژانر: لطیف، احس...

☆عشق روانی من (۳)☆☆از زبان هیروکو ☆ +یکی از چشمام رو باز کرد...

وقتی روانی بود اما..p1#سناریو#چند_پارتی#استری_کیدز#هیونجین. ...

#درخواستی #دو_پارتیوقتی...... The Last Partیه صدای ممتد توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط