{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گلویم غمِ صد چلچله‌ی گریان

در گلویم غمِ صد چلچله‌ی گریان
💙 است ......
💙 دورِ من هیچ‌کسی جز خودِ تنهایی
💙 نیست ....
💙 وقت ویران شدنم محو تماشا
💙 نشوید........
💙 به خدا ، گریه‌ی یک کوه تماشایی
💙 نیست ......
‍ گفتم بمان تا قلبِ خسته جان بگیرد
بار دگر این عاشقی سامان بگیرد
شاید بخندی با صدای خنده هایت
دلواپسی‌ های دلم پایان بگیرد
قلبی که تنها درد او زخم جدائیست
باید بخندی تا زِ غم تاوان بگیرد
دور از تو ماندن امتحانی سخت بوده
با بودنت شاید کمی آسان بگیرد
آشوب قلبم حاصل طغیان یاری ‌ست
یاری که درد از خنده اش درمان بگیرد
امشب دلم با خاطراتت زیر و رو شد
ایکاش میشد نم نمِ باران بگیرد
من ماندم و یک شهرِ خالی از صدایت
باید بخندی تا دلِ دنیا نگیرد
دیدگاه ها (۶)

Twenty four

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

بالاتر از اتمسفر

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۰جک : خودتم خودتو م...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

dark life =22

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط