{تاریخ گمشده}p6

سلامممم ببخشید که انقدر دیر شد هر کاری میکردم نمیتونستم بیام تو اکانتم
سومی ویو:(راوی)
یوری و تینا رفتن خریداشونو کردن و الانم یوری رفت خونشون و تینا هم خونس
تینا ویو:
خیلی ذوق داشتم که به جونگکوک حقیقتو بگم و رابطمون مثل قبل شه
عههه فکر کنم اومدن
ته ویو:
جونگکوک از وقتی تینا باهاش کات کرده خیلی ناراحته واقعا داغون شده امروز باهم رفتیم بار ولی جونگکوک خیلی مشروب خورد و مست شد واقعا هم بد مست کرد اصن اسمشم نمیتونه بگه الان اوردمش خونمون
ته:خب کوک همینجا بمون تا من برم و بیام اوک؟ نری تو اتاق تینا باشه؟
کوک:اوک
تینا ویو:
وای اونجا وایسادهههه با یوری هماهنگ کرده بودیم صداشو ظبط کنم که بعدا به هم نشون بدیم پس ظبط صدا رو زدمو
رفتم جلو و بهش گفتم من فهمیدم تو تقصیری نداشتی کوک من خیلی دوست دارم و بیا دوباره باهم باشیم
کوک:تو؟ من خودم یکیو دوس دارم دیگه هم نمیخوام ببینمت از اینجا برو ازت متنفرم
(اینجا کوک تینا رو تشخیص نداد و فکر کرد اون همکارشه که تو غذاش یچیزی ریخته بود)
وای باورم نمیشه اینو گفت اشکام دونه دونه میومد پایین رفتم تو اتاق مخفی و انقد گریه کردم تا هونجا خوابم برد
(پایان)ببخشید کمه دوستان از این پارت به بعد فیک هیجانی میشه
دیدگاه ها (۱)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

ددی خون آشام من

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

شاگرد لوس من

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

the first lie

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط