{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این دقایق بسیار تلخ و تکراری

در این دقایق بسیار تلخ و تکراری
یکی نشسته میان چهار دیواری

یکی نشسته که تصویر او شبیه من است
یکی که چاره ی کارش شده ست ناچاری

کسی شبیه من و روزهای ابری من
کسی که گم شده دربین خواب وبیداری

دوچشم برده میان دو دست و می گرید
به قطره های غروری که می شود جاری

هنوز خاطره ها را عزیز می دارد
نمی گذارد عشقش کشد به بیزاری

مرا در آینه می بیند و نمی شکند
چقدر کار شگفتی ست خویشتن داری!

zeynabi...off
دیدگاه ها (۷)

دلخوشےیعنےداشتــــــــــن یہ خواهرزاده ےجیگــــــــــربہ اس...

تاحالا شده دلت از تموم دنیا گرفته باشه؟؟؟دلت بخواد داد بزنی ...

مندر آستانه ی چند سالگی ام؟با احتسابِ روزهاصد سال خستهبا احت...

اوووووف خـــداااااادیگــــــــــــــــــــہ داره حالــــــــ...

سناریو تهیونگ

𝐈𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐩𝐨𝐬𝐬𝐢𝐛𝐥𝐞 𝐧𝐨𝐭 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐧𝐭 𝐢𝐭. ## پارت اول: سایه‌های سئولسئ...

فاصله یک لبخند تا جنون

معرفی کتاب

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط