*گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...

*گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی

گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی مگر؟ امید فردای منی

گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب تنهای منی

گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل، آبی دریای منی

گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی

گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟
گفتم: نمی دانی مگر؟ امروز و فردای منی
دیدگاه ها (۱)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

پارت ۱۳

شب بی پایان

My Arirang Part ۲۰جیمین: عذر می‌خوام بد موقع اومدم ولی میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط