زیر سایه‌ی آشوبگر p71

پرسید:
_بگو اتفاقا الان بیکارم و پرونده ای دستم نیست
_میخوام وکالت موکل قبلی منو قبول کنی؟
_چرا مگه خودت سرت شلوغه؟
گفتم:
_نه...بحث این نیست...در واقع اون نمیخواد من وکیلش باشم....یه سری مشکلات پیش اومده که دیگه بهم اعتماد نداره.....منم نمیخوام پروندش دست غریبه بیوفته....برای همین ترجیح دادم به تو پیشنهاد بدم تا خودم هم از دور حواسم بهش باشه
کمی فکر کرد و گفت:
_باشه مشکلی نیس....ولی یادت باشه یه روز مفصل راجبش برام بگی....الان پرونده پیشته؟
اره ای گفتم و پرونده رو از کیفم درآوردم....چند دقیقه ای مشغول نگاه کردن بهش بود
_تا فردا اقدام میکنم....فقط نگم که از طرف توعم درسته؟
تایید کردم:
_اره به هیچ وجه نمیخوام بدونه من تو این ماجرا دخیل بودم بگو خود دادگاه براش وکیل انتخاب کرده.
/ ۸ ماه بعد/
کمی سرمو از کنار درخت بیرون آوردم
همراه ساک سورمه ای رنگش از در زندان بیرون اومد
موهاشو تراشیده بود و همین‌طور لاغر تر شده بود
بعد از چند ماه بلاخره آزاد شده بود
بلاخره تلاش هامون برای گرفتن تخفیف حکمش جواب داده بود
براش خوشحال بودم
ماشین سفید مینهی جلوش ایستاد و سوکجین سوارش شد
بعد از رفتنشون آهی کشیدم و از پشت درخت بیرون اومدم
حالا دیگه میتونستم با خیال راحت بخوابم
دیگه دغدغه ای نداشتم
سوار ماشین شدم و به سمت خونه راه افتادم
تا شب بیهوده تلوزيون میدیدم که مینهی زنگ زد:
_سلام چطوری
بدون توجه به حرفش پرسیدم:
_تعریف کن ببینم چیشد
خندید:
_خیلی عجله داریا...ولی خب برای اینکه تو خماری نزارمت بهت میگم....وقتی ازش پرسیدم برنامش برای آینده چیه گفت که میخواد خونشون رو بفروشه
نفسم تو سینه حبس شد
چقدر براش سخته که اون خونه رو بفروشه.....خونه ای که از بچگی توش بزرگ شده و ...و...خانوادش توش کشته شدن
با حرف بعدیش رسما نفسم قطع شد:
_و از کره بره
شوکه شده لب زدم:
_از..از کره بره؟
_اره...البته به بهانه عروسیم تونستم چند روز ازش وقت بگیرم...گفتم که تا آخر هفته که عروسیمه بمونه و بعد بره....اولش راضی نبود ولی بعد نمیدونم به چی فکر کرد که یهو قبول کرد...فکر می‌کنم این آخرین فرصتته که ببینیش ناتالی
دیدگاه ها (۳۵)

part 16

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 32عصر همون روزجین طبق قولی که داده بو...

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

پارت ۶

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.19(روایت از زبان ا.ت)ج...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط