پلیس. ابلیس. part ۲۹

_ آماده ای
+ چ چی
جونگ کوک شروع کرد دیkش رو روی پوsی ا.ت به مالوند ولی وارد نمی‌کرد
+ اههه جونگ کوک چرا اینجوری می‌کنی
_ بگو چی میخوای ؟(نیشخند )
+ همونو
_ چیرو ؟
+ دیk فاکیتو
_ هه اوکی
جونگ کوک یهو کل حجم دیkشو وارد کرد و خیلی تند تند داشت تلmبه میزد و اجازه نداد که ا.ت عادت کنه با عصبانیت به کارش ادامه میداد و معلوم بود که هنوز عصبانیه و اینجوری داشت عصبانیتشو خالی میکرد و ا.ت هم واسه اینکه اولین بارش بود و طاقت این حجم از بزرگی دیk جونگ کوک رو نداشت شروع به جیغ زدن کرد و گریه میکرد
_ فاک چقدر تو تنگی آه ( ناله مردانه )
+ ........( هیچی نمی گفت و فقط گریه میکرد و جیغ میزد )
_ اهههه آنقدر جیغ نزن ناله کن
ا.ت بازم هیچی نگفت و کم کم دردش تبدیل به لذت شد و شروع کرد به ناله کردن و جونگ کوک هم هی بیشتر تحریک میشد و سرعتش رو بیشتر میکرد و آنقدر توش تلmبه زد صدای ناله هاشون کل اتاق رو پر کرده بود تا اینکه کام کرد و کامش رو داخل ا.ت خالی کرد و ازش کشید بیرون و کنار ا.ت دراز کشید ا.ت رو از پشت بغل کرد ولی هنوز داشت با دستش پوsی ا.ت رو میمالوند
+ اهههه بسته دیگه دستت رو بردار
_ نه نمیشه
جونگ کوک از لج یکی از انگشت هاشو وارد ا.ت کرد و ا.ت هم هی تکون میخورد و هی با دستش دست جونگ کوک رو میکشید اما جونگ کوک انگشت بعدی رو هم وارد کرد و این باعث شد لرزه به بدن ا.ت بیوفته و جونگ کوک یه پوزخند زد و دستش رو تند تند تکون میداد تا ا.ت ار.ضا شد جونگ کوک دستش رو از پوsی ا.ت کشید بیرون و زیر دل ا.ت رو داشت می‌مالید
+ خیلی بدی
_ خودم میدونم .... سعی کن بخوابی
جونگ کوک اینو گفت و ا.ت رو بیشتر تو بغلش جا کرد و پتو رو روشون کشید و هر دوی آنها به خواب فرو رفتن


یکی گفت ۲ پارت دیگه هم بزارم ، اینم برای اون و بقیه و من ممکنه تا عید نباشم و فعالیت نکنم ، لطفاً انفالو نکنید و تا عید منتظر باشید 😊❤️
دیدگاه ها (۱۵)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط