#شعر نو کرونایی

#شعر نو کرونایی
ماسکها را باید بست ...
دستها را باید شست.
جور دیگر باید زیست.
دست اگر نتوان داد، اندوهی نیست.
خانه دوست اگر نتوان رفت، یادش هست.
میداند دوست، حال که تن را پای رفتن نیست،
خاطره را پر پرواز اما هست.
دل به دریا باید داد با بال خیال
حال که واکسن نیست، با ماسک باید زیست.
دیده را باید شست،
دست را از دیده نهان باید کرد.
جور دیگر باید زیست ...😷

#طنز
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :برخی به تقلید از فرهنگ...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

007-پنهان در مه - پارت ۶۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط