روزگارے تنهــا

روزگارے تنهــا
یڪ لبخنـــد و نور فانـوس
محفل‌شان را گرم مے‌ڪرد؛
حالا تنهـــــا
یاد آن روزگار است ڪہ
محفل اهل دنیـا را گرم ڪرده ...

#مردان_بےادعـا
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

### پارت اول: سایه و سنگباران مثل سوزن‌های ریز به شیشه‌های پ...

روباه نما

و این بخشی از چهره‌ی بی‌رحمانه‌ی دنیا بود که دخترک را این‌گو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

### پارت چهارم: اتحاد در تاریکینفس‌های هر دو، مثل دود در فضا...

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

به نام اهورامزدا۷ آبان، روز بزرگداشت کوروش کبیر؛ روزی که قلب...

داستان کودکانه «ماجراجویی در جنگلِ کلمات» به نویسندگی رزیتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط