◍⃟🇮🇷˖𓂃ᡴꪫ⌯

◍⃟🇮🇷˖𓂃ᡴꪫ⌯
آنچه من می‌بینم
ماندنِ دریاست
رستن و از نو رستن باغ است
کشش شب به سوی روز است
گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست
گرچه ما می‌گذریم
راه می‌ماند
غم نیست

#اسماعیل_خویی
دیدگاه ها (۶)

عاشقانه ها

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

اِی پادِشَهِ خوبان! داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بی‌‌تو، به جان ...

زین گل من باغ رضوان نفحه داشتمصحف من بود و هجده صفحه داشتمره...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 50 (last part)چند هفته گذشته بود.غم ...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

### پارت هشتم: «پازلِ سمی»سه روز گذشت. اداره‌ی پلیس مثل کندو...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط