Another world

part: 11
_______________
بعد از تموم شدن حرف اون پسر خوشگله یه خانومه سن بالا اومد و بهمون خونه رو میخواست نشون بده

خانومه: خب اول اینکه میتونید من رو اجوما صدا کنید، ببینید اینجا عمارت جناب پارک هست و برادرشون جناب کیم
خب بریم عمارت رو نشون بدم

وارد سالن اصلی سمت چپ آشپزخونه بود و سمت راست مبل مان و تلویزیون و اون ته میز نهار خوری بعد رفتیم طبقه بالا، اونجا ۵ اتاق بود ولی واردشون نشدیم فقط در اتاق جناب کیم و پارک رو نشون داد اون ۳ تا در بعدی نمیدونم به کجا مبخوردن

اجوما: خب بچها تا همينقدر کافیه طبقه بالا اجازه ورود ندارید
و اینکه هفته اینده کارتون رو شرول میکنید ولی تا اون موقع ام کار میکنید تا ببینم اوضاع کی چطوره و کی رو بهش چه مسئولیتی بدیم، و مهم تر از همه دو نفر به عنوان ندیمه شخصی انتخواب میشن، یکی برای جناب پارک و اونیکی کیم
سوالی هست؟

همه سرشون رو به نشونه نه تکون دادن و رفتیم تا به کار ها برسیم

خیلی کنجکاو بودم که جناب پارک که میگن کیه، اون پسره که صب اومد حرف زد گفت تهیونگه، یعنی کیم اونه؟
ولی خیلی خوش قیافه بود
داشتم روی میز رو دستمال میکشیدم که همون پسره که گفت تهیونگه اومد پایین

تهیونگ: او کاراتونو شروع کردین؟
+:بله
تهیونگ: شام چیه؟
+:دوکبوکی و کیمباب
تهیونگ: اسمت چیه؟
+:میا
تهیونگ: اوکی

بعد رفت، خیلی حالم گرفته بود، اومدم از دست بابام فرار کنم اومدم یه جای بدتر، البته حداقلش اینکه کسی نیست کتکت بزنه، ولی بازم احساس خفگی میکنم و حس میکنم باید از اینجا ام فرار کنم، یکم میترسیدم چون اینا به نظر کله گنده میومدن و از دستشون فرار کردن به اسونی از خونه فرار کردن نیست مخصوصن اینکه اومدم یه کشور غریب
_______________
پارت قبل و بعد:
https://wisgoon.com/min.mare
دیدگاه ها (۵)

سلامممم من اومدمخب خب دوتا ایده برای تکپارتی دارمتکپارتی اول...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

پارت ۳

چند پارتی تهیونگ 🥺🤍✨وقتی دابمسش گرفتی ولی...ویو منن 😌ناگهان ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

My dady پارت④①«ویو ۳ روز بعد تهیونگ» همینطور که با جیمین صحب...

پارت ۱۹ (هنوز توی فلش بگ‌ تهکوکه)«نمیخوای بشینی پسرکم؟؟»«حتم...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط