{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنج

پارت پنج
جیمین و سورا نگران پشت در وایساده بودن ولی تهیونگ با خیال راحت رو مبل نشسته بود و داشت مشروب میخورد.
کارا حسابی ترسیده بود ولی کم نیاورد و گفت: ولی تهیونگ از تو ترسناک تره
جونگکوک: پرو (خنده)
جونگکوک کارا رو گذاشت رو تخت و گفت: پاشو برو بیرون (خنده)
کارا: اوکی ولی زمان میگیرم تا 5 دقیقه دیگه پایین باش (با شیطنت)
جونگکوک: برا من تایین تکلیف میکنی؟(خنده)
کارا دوید سمت در و قفل رو باز کرد و دوید رفت پایین جونگکوکم دنبالش می دوید کارا هم رفت پشت تهیونگ قایم شد
تهیونگ: چیکار میکنی؟(تعجب)
کارا: کمک (اروم)
جونگکوک رسید به کارا و تهیونگ
جونگکوک: بیا بیرون
تهیونگ: چیکار کردی کارا؟!
کارا: ریدم بهش
جونگکوک به کارا حمله کرد ولی کارا زود تر فرار کرد و خودش رو تو بغل تهیونگ جا کرد تهیونگ خندید و به کارا پناه داد. سوآ و جیمین داشتن با تعجب به اون سه تا نگاه میکردن که تلفن سوآ زنگ خورد و همه توجه ها به دختری که برای جواب دادن به تلفنش به حیاط رفت. تهیونگ رفت بیرون و کنار سوآ ایستاد.
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

گل خونی پارت 57@ نه نیان شما برینجیمین و جونگکوک رفتن سرویس ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۳: جلسه‌ی بازجویی ساحلیهمه هنوز روی ایوان...

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 6#لینو #فیکشنلونا داخل ماشین نشسته ...

«پشت نیمکت اخر»پارت ۴زنگ آخر خورد و همه از کلاس بیرون رفتن.ج...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

...پارت اول...

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط