{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يك شبى مجنون نمازش راشكست

يك شبى مجنون نمازش راشكست بی وضو در كوچه ليلا نشست . عشق ،آن شب مست مستش كرده بود، فارغ از جام الستش كرده بود . گفت يارب از چه خوارم كرده اى ؟ بر صليب عشق دارم كرده اى . خسته ام زين عشق ، دل خونم نكن، من كه مجنونم تو مجنونم نكن. مرد اين بازيچه ديگر نيستم ، اين تو و ليلاى تو ، من نيستم . گفت:اى ديوانه ليلايت منم ، در رگ پنهان و پيدايت منم .
دیدگاه ها (۹)

یک شبی مجنون نمازش راشکست...بی وضودرکوچه ی لیلانشست...عشق آن...

يك شبى مجنون نمازش راشكست -بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن ش...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...عشق ...

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

يك شبى مجنون نمازش راشكست -بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن ش...

یک شبی مجنون نمازش راشکست بی وضودرکوچه ی لیلانشست.عشق،آن شب...

یک شبی مجنون نمازش را شکست،بی وضو درکوچه ی لیلی نشست،عشق، آ...

يك شبى مجنون نمازش راشكست بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن شب...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن...

یک شبی مجـنون نمازش را شکست....بـی وضو در کوچه ی لـیلا نشست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط