یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...ع

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...عشق آن شب مست مستش کرده بود...فارغ از جام الستش کرده بود...گفت: یارب از چه خوارم کرده ای؟برصلیب عشق دارم کرده ای ؟ خسته ام زین عشق دلخونم نکن... من که مجنونم ،تو مجنونم نکن... مرد این بازیچه دیگر نیستم...این تو ولیلای تو ، من نیستم... گفت: ای دیوانه لیلایت منم... در رگت پنهان و پیدایت منم... سالها با جور لیلا ساختی... من کنارت بودم و نشناختی...
دیدگاه ها (۸)

ابلیس

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

My lovely neighbor part : 87

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

يك شبى مجنون نمازش راشكست ...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عشق آ...

یک شبی مجنون نمازش راشکست...بی وضودرکوچه ی لیلانشست...عشق آن...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت ی...

یک شبی مجنون نمازش را شکست،بی وضو درکوچه ی لیلی نشست،عشق، آ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضوع در کوچه لیلا نشستعشق آنشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط