یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چ خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای،خسته ام زین عشق دل خونم نکن،من ک مجنونم تومجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم،گفت(خدا)ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا وپنهانت منم،سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم نشناختی؟
- ۴.۵k
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط