يك شبى مجنون نمازش راشكست -بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آ
يك شبى مجنون نمازش راشكست -بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن شب مست مستش کرده بود، غافل از روز ا لستش کرده بود، گفت: یا رب ! ازچه خوارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق،دل خونم نکن -منکه مجنونم ، تو مجنونم نکن ، مرد این بازیچه دیگر نیستم ، این توو لیلای تو...من نیستم!!! گفت : ای دیوانه ،لیلایت منم دررگت پنهان و پیدایت منم، سالها با جور لیلا ساختی ... من کنارت بودم و نشناختی .
- ۳.۰k
- ۱۵ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط