{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.



#لبخند‌های‌شب را پاشویه کرده ام!
سپیده بسته ام به پیشانی ام...
کمی آنطرف تر...
صبح با #چشم های تو ...
به سمت خانه سرازیر می شود!
صدای ریزش #آفتاب را ...
در #رگ‌هایم می شنوم...
تو امّا...
#نزد‌عشق‌بمان!

#عطر‌بوسه‌هایت بر لبانم...
حل خواهد شد...✍️📷


زینب_سادات_حسینی



#آرامکده

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۱/۰۴

۲۲:۰۰⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

برادر ناتنی

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

سناریو: ماه سرخ

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

💜☃️#معشوقه‌ی‌زمستان☃️💜#لبخند‌های‌شب را پاشویه کرده ام!سپیده ...

لبخند های شب را پاشویه کرده ام!سپیده بسته ام به پیشانی ام......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط