p7
#درخواستی
#فیک_شما؟
ته: بیا بغلم چیشده (مهربون)
ات: گشنمهههههه(همه ی حرف های ات با گریست)
ته: خب غذا بخور 😳
ات: نمیتونمممم
ته: چرا باز مریضی چیزی شدی؟
ات: نههههه
ته: خب عزیرم کانل بگو چی شد
ات:(همچی رو گفت)
ته: خب بیا غذا بخور فدات شم چرا به حرفش گوش میدی که اینجوری بشی
ات: خب چیکار میکردممممم
ته: من کمکت میکنم وزنت بیاد پایین بیا غذا بخور
ات: قول؟
ته: قول دادم راستی کوم و یونجین دارن میا.....
(صدای در)
کوک: سلامممممم(بغل)
ته: سلاممممم(بغل)
ات و یونجین: 🗿😐😑
ات: این دوتا کفتر عاسق رو ول کن بیا داخل
یونجین: خام بر سرتون کنن اصلا انگار نه انگار که هرروز هم رو میبینن
ات: میگم خر عزیرم چرا چاق شدی و ورم داری
یونجین: راستش من دیروز رفتم ازمایشگاه و گفتن باردارن
ات: عههه من دارم خاله میشم یعنی؟
یونجین: نه ابجیش میشی
ات: چرا؟
یونجین: فرزندم من مادرتم و چون تو عقل نداری من بزرگت کردم
ات: برو بابا گگگگگ
(کوک و ته هنوز دم درن بعد 20 دقیقه)
ات: خداحافظ یونجین عزیرم کوک نمیخوای بری خونت
کوک: ولی من هنوز نیومدم داخل
یونجین: ما ظهر اومدیم و الان نصف شب و شما دوتا خنگ تا اان داشتین دم در سلتم و احواا پرسی می کردین
کوک: زمان چه زود گذشت
ته: اره خداحافط
(دوسال بعد)
ویو ادمین
الان یونجین پ کوک یک دختر خوشگل 1 سال و یک ماهه به اسم لورا دارن و ات هم 1 ماه دیگه زایمان میکنه و بچشون پسره و اسمی که فعلا انتخاب کردن براش یونجی هست و یونجین و ات تصمیم داشتن بچه هاشون بزرگ شدن باهم ازدواج کنن و ات مدل بودنش رو به خاطر بچش گزاشت کنار و کوک و ته برای زندگی لهتر از گروه لفت دادن ولی یادشان هنوز در دل ارمی ها هست و بی تی اس هم بعد رفتن دوعضو خوب خودش دیسبند شد و باهم کلی خوش گذروندن
پایاننن
میدونم بد شد بروم نیارین😐💙🩷💜🥲
#فیک_شما؟
ته: بیا بغلم چیشده (مهربون)
ات: گشنمهههههه(همه ی حرف های ات با گریست)
ته: خب غذا بخور 😳
ات: نمیتونمممم
ته: چرا باز مریضی چیزی شدی؟
ات: نههههه
ته: خب عزیرم کانل بگو چی شد
ات:(همچی رو گفت)
ته: خب بیا غذا بخور فدات شم چرا به حرفش گوش میدی که اینجوری بشی
ات: خب چیکار میکردممممم
ته: من کمکت میکنم وزنت بیاد پایین بیا غذا بخور
ات: قول؟
ته: قول دادم راستی کوم و یونجین دارن میا.....
(صدای در)
کوک: سلامممممم(بغل)
ته: سلاممممم(بغل)
ات و یونجین: 🗿😐😑
ات: این دوتا کفتر عاسق رو ول کن بیا داخل
یونجین: خام بر سرتون کنن اصلا انگار نه انگار که هرروز هم رو میبینن
ات: میگم خر عزیرم چرا چاق شدی و ورم داری
یونجین: راستش من دیروز رفتم ازمایشگاه و گفتن باردارن
ات: عههه من دارم خاله میشم یعنی؟
یونجین: نه ابجیش میشی
ات: چرا؟
یونجین: فرزندم من مادرتم و چون تو عقل نداری من بزرگت کردم
ات: برو بابا گگگگگ
(کوک و ته هنوز دم درن بعد 20 دقیقه)
ات: خداحافظ یونجین عزیرم کوک نمیخوای بری خونت
کوک: ولی من هنوز نیومدم داخل
یونجین: ما ظهر اومدیم و الان نصف شب و شما دوتا خنگ تا اان داشتین دم در سلتم و احواا پرسی می کردین
کوک: زمان چه زود گذشت
ته: اره خداحافط
(دوسال بعد)
ویو ادمین
الان یونجین پ کوک یک دختر خوشگل 1 سال و یک ماهه به اسم لورا دارن و ات هم 1 ماه دیگه زایمان میکنه و بچشون پسره و اسمی که فعلا انتخاب کردن براش یونجی هست و یونجین و ات تصمیم داشتن بچه هاشون بزرگ شدن باهم ازدواج کنن و ات مدل بودنش رو به خاطر بچش گزاشت کنار و کوک و ته برای زندگی لهتر از گروه لفت دادن ولی یادشان هنوز در دل ارمی ها هست و بی تی اس هم بعد رفتن دوعضو خوب خودش دیسبند شد و باهم کلی خوش گذروندن
پایاننن
میدونم بد شد بروم نیارین😐💙🩷💜🥲
- ۲۳.۶k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط