{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیدر های معروف

لیدر های معروف

فصل 1 پارت 4

بعد از صبحانه

کیتلین: جرعت حقیقت بازی کنیم؟

هیونجین: آره آره بازی کنیم

کیتلین: وایسا برم بطری بیارم

هیونجین: باشه

(بعد از اینکه کیتلین بطری رو آورد)

کارا بطری رو چرخوند روبه لینو افتاد


کارا: جرعت یا حقیقت؟

لینو: حقیقت

کارا: تاحالا (صدای در چون برقا رفت ترسیدن)

کارا: یا قمر بنی هاشم این چی بود؟

کیتلین: چیشد یهو؟

کارا: چیشد؟؟؟

فلیکس: وایسا برم ببینم چیشده

کیتلین: نه من میرم ببینم

(کیتلین رفت ببینه چیشده و اونجا چه اتفاقی افتاد؟؟ بریم ببینیم...)

کیتلین: (درحال گریه کردن از خوشحالی اعضا فکر کردن ناراحته)

نامجون: چیه چرا گریه میکنی؟؟

کیتلین: الکس الکس اومدهههههه

کارا: واقعاااااااا

کیتلین: آرههههه

اعضای استری کیدز باهم: آخ جووووون (چون الکس عضو استری کیدز بود اعضا خوشحالی کردن)

الکس: سلاااااااام

کیتلین: سلاااااام

همه باهم: سلااااااااااااااام خوش اومدییییییییییی

کیتلین: بریم ادامه بازی

کارا: باشه

کارا: لینو کسی که بیشتر ازهمه اینجا دوستش داری کیه؟

لینو: بنگچان

بنگچان: واقعاااااااا

لینو: آرهههههه

کیتلین: اوکی بچه ها بسه دیگه خوشحالی لینو بچرخون

لینو بطری رو چرخوند روبه فلیکس افتاد

لینو: جرعت یا حقیقت؟

فلیکس: جرعت

لینو: اگه جرعت داری نارنگی های شوگا رو بخور

فلیکس: فاتحم خوندس

شوگا: دستت خورد به نارنگیام زندت نمیزارم

فلیکس: ایندفعه رو بزار

شوگا: نمیزارم

فلیکس: (یه نارنگی برداشت خورد)

شوگا: باشه باشه فقط همین دفعه

فلیکس: باشه

کارا :خب فلیکس بچرخون

فلیکس بطری رو چرخوند روبه کیتلین افتاد

فلیکس: جرعت یا حقیقت؟

کیتلین: جرعت

فلیکس: اگه جرعت داری شب فیلم ترسناک بزار ببین

کیتلین: آخه (کیتلین فوبیا به فیلم ترسناک و رعد و برق داره)

الکس: نمیخواد ولش کن نبینه بهتره

فلیکس: نه باید ببینه

کیتلین: باشه میبینم

(جرعت حقیقت تمام شد)

(فلش نکست به شب)

کیتلین گذاشت و فیلم ترسناک دید با بقیه

کیتلین: (جیغ زد و غش کرد از ترس)

کارا: بیا و جمعش کن😕

فلیکس: چیشد؟ کیتلینننن صدامو میشنوی؟؟

کارا: عزیزم کیتلین فوبیا به فیلم ترسناک و رعد و برق داره

نامجون: واااای نهههه

کارا: چند دقیقه بعد ویندوزش دوباره بالا میاد چیزی نمیشه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

سناریو باکودکو

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۶" در آغوش رویای آبی ات " ...

پارت 3رمان✨ عشق مدرسه ای✨ات: خب باشه. بچه ها موافقید؟ بچه ها...

عشق پنهان

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

پارت: 20 (بخش3) **زاویه دید: زین**«عصر بخیر، خانم‌ها!» تایلر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط