🖤مافیای من🖤
جیمین تو رو براید استایل بغل کرد و بادیگاردا در عمارتو باز کردن اونموقع هیچکس نبود و همه خواب بودن.
☆برو هیسو رو بیدار کن.
"بله
(رفت)
وترد اتاق هیسو شد و اونو به آرومی بیدار کرد.
" خانوم مین؟ خانوم؟ لطفا بیدار شین.
(علامت هیسو؛)
؛ ها بله؟
"بیدار شین ارباب باهاتون کار داره
؛ عاها باشه الان میام
ویلیام رفت(اسم یکیشون ینی بادیگارده)
و هیسو بیدار شد و رفت پایین.
*ویو هیسو
وقتی اومدم پایین برا یه لحظه سرجام میخکوب شدم.
تو بغل جیمین یه دختر ناز و کیوت بود که انگار بیهوش شده بود. جیمین از خوشحالی چشاش برق میزد.
خیلی ذوق کردم. بعد اون همه سال بالاخره جیمین خوشحال بود شاید...
☆هیسو؟
؛ جونم پسرم
☆لطفا فردا ساعت ساعت ۱۰ بیدارش کن.
قوانین رو بهش بگو و لباسم بهش بده.
میخوام هم خدمتکار شخصیم باشه و هم خدمتکار معمولی و همه رو هم بهش معرفی کن. اتاقشم بهش نشون بده.
خیلی خیلی خیلی مواظبش باش. اگرم خواست بره حیاط بهش اجازه بده.
؛ باشه حتما ولی... اسمش چیع؟
☆راستش خودمم نمیدونموباژد در موردش تحقیق کنم.
☆شماها اینجا چیکار میکنید؟
" راستش ارباب نگفتید بریم یا نه؟
☆مرخصی
"ازتون ممنونیم شبتون بخیر
☆(سرشو تکون داد)
☆اگه میخوایی برو بخواب فردا اسمشو بهت میگم.
؛ اشکال نداره؟
☆نه نه برو بخواب
؛ شبخیر عزیزم
☆شبخیر
*ویو جیمین
یه نگاخی به فرشته کوچولوم انداختم و اونو باز براید استایل بغل کردم....
--------------------
ادامه دارد... 🎀✨
خب اینم بگم که دیگ شرط میذارم🎀✨
۵ تا لایک🌱✨
☆برو هیسو رو بیدار کن.
"بله
(رفت)
وترد اتاق هیسو شد و اونو به آرومی بیدار کرد.
" خانوم مین؟ خانوم؟ لطفا بیدار شین.
(علامت هیسو؛)
؛ ها بله؟
"بیدار شین ارباب باهاتون کار داره
؛ عاها باشه الان میام
ویلیام رفت(اسم یکیشون ینی بادیگارده)
و هیسو بیدار شد و رفت پایین.
*ویو هیسو
وقتی اومدم پایین برا یه لحظه سرجام میخکوب شدم.
تو بغل جیمین یه دختر ناز و کیوت بود که انگار بیهوش شده بود. جیمین از خوشحالی چشاش برق میزد.
خیلی ذوق کردم. بعد اون همه سال بالاخره جیمین خوشحال بود شاید...
☆هیسو؟
؛ جونم پسرم
☆لطفا فردا ساعت ساعت ۱۰ بیدارش کن.
قوانین رو بهش بگو و لباسم بهش بده.
میخوام هم خدمتکار شخصیم باشه و هم خدمتکار معمولی و همه رو هم بهش معرفی کن. اتاقشم بهش نشون بده.
خیلی خیلی خیلی مواظبش باش. اگرم خواست بره حیاط بهش اجازه بده.
؛ باشه حتما ولی... اسمش چیع؟
☆راستش خودمم نمیدونموباژد در موردش تحقیق کنم.
☆شماها اینجا چیکار میکنید؟
" راستش ارباب نگفتید بریم یا نه؟
☆مرخصی
"ازتون ممنونیم شبتون بخیر
☆(سرشو تکون داد)
☆اگه میخوایی برو بخواب فردا اسمشو بهت میگم.
؛ اشکال نداره؟
☆نه نه برو بخواب
؛ شبخیر عزیزم
☆شبخیر
*ویو جیمین
یه نگاخی به فرشته کوچولوم انداختم و اونو باز براید استایل بغل کردم....
--------------------
ادامه دارد... 🎀✨
خب اینم بگم که دیگ شرط میذارم🎀✨
۵ تا لایک🌱✨
- ۱۱.۳k
- ۲۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط