فیک نامجون پارت دو (میکاپ آرتیست)

ویو نامجون

خیلی حالم بد شد سرم رو به کاناپه تکیه دادم دستان رو رو صورتم گذاشتم همون لحظه اعضا اومدن تو

کوک . چی شد چی جواب داد

جیمین . انگار جواب خوبی نداد

جیهوپ . اشکال ندارع ولش کن خودت رو درگیر نکن

هیچی نگفتم چشمام پر شدن کم مونده بود که گریه کنم

شوگا . یاااااا ناراحت نشو دوباره امتحان کن بلکه شد

جین . اره راس میگه شوگا

بلند شدم رفتم سمت در

نامی . ولش کن میرم شماهم دیگه برید

اعضا با نگرانی به نامی نگاه کردن و اونام چاره ای نداشتن و اونام رفتم خونه

نامی رفت خونه خیلی ناراحت بود
رفت تو اتاق و رو تخت دراز کشید
که تصمیم گرفت لایو بزاره
بلند شد و رفت سمت صندلی و گوشی رو گذاشت جلوش و لایو رو شروع کرد
اونجا همه آرمی ها فهمیدن که حال نامی خوب نیست

نامی . ببخشید حالم خوب نیست و اومدم جلو دوربین ولی شماها تنها کسی هستین که حال من رو خوب میکنید

و بعد چند دقیقه لایو رو بست

و همون جا روی کاناپه دراز کشید که کوک پیام داد


کوک . نامجون خوبی؟ توی لایوت بودم
میخوای بیام پیشت؟

نامی . نه خوبم نگران نباش الان می‌خوام که بخوابم

کوک . باشه


نامی گوشی رو بست و به خواب فرو رفت

صبح با آلارم گوشی بلند شد امروز اعضا به یه برنامه دعوت شده بودن چون ا.ت میکاپ آرتیست شخصی اعضا بود پس اونم اونجا بود
نامی واقعا دلش نمی‌خواست که بره ولی مجبور بود که بره رفت آماده شد و رفت بیرون و سوار ماشین شد و راه اوفتاد سمت کار با این که کشته بود بازم چیزی نخورد
رسید از ماشین پیاده شد و رفت تو که اغضاهم اونجا بودن همه رفتن رو اتاق تا حاضر شن و میکاپ شن ا.ت اونجا بود ولی ناراحت با نظر می‌رسید به اعضا سلام کرد و رفت سمت لوازم تا درست کنه اول کوک رفت تا میکاپ شه

کوک . ا.ت

ا.ت . بله

کوک . خوبی

ا.ت . ا... اره

کوک . ناراحت به نظر می‌رسی

ا.ت . .... نه خوبم

کوک . ا.ت می‌دونم که لایو نامی رو دیدی و بخاطر اون حالت بده

ا.ت . کوک ادامه نده من از نامجون خوشم نمیاد

کوک چیزی نگفت و ا.ت کارش رو ادامه داد

کوک که تموم شد بگیه هم اومدن آخر نامجون اومد اونا هیچ حرفی نزدن ولی کل اعضا نکاهاشون رو اونا بوده
کار اوت تموم شد و اعضا رفتن تا فیلم برداری رو شروع کنن

ا.ت رو صندلی نشسته بود و به نامجون نگاه میکرد
بعد چند ساعت اعضا تموم شدن

ا.ت می‌تونست بره چون اعضا میکاپ خاصی نداشتن ولی واسه این که چون اعضا گفته بودم بمون مونده بود

مجری برنامه رفت سمت ا.ت و سعی کرد که با ا.ت حرف بزنه اونا شروع کردن به حرف زدن که ا.ت متوجه شد که اعضا با اعصبانیت دارن به ا.ت نگاه میکنن پس تصمیم گرفت که دیگه بره

ا.ت . آقای کیم من دیگه برم

ا.ک . اگه میخوای میتونم من برسونمت

نامی . نمی‌خواد من میتونم برسونمش

ا.ت تعجب کرده بود

ا.ک . مگه شما آدرس خونش رو میدونین

نامی . بله من می‌دونم

بعدشم دست ا.ت رو گرفت و برد بیرون



تموم شد

برم مال جیمین رو بنویسم

ممنون میشم فالو کنی
بوس بای 🎀
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو کازتورا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط