{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام دستی
دانه ی اندوه می کارد
            
مو سپید آخر شدی ای برف
تا سرانجام چنین شدی
در دلم باریدی ....ای افسوس
بر  سر گورم نباریدی
 
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهائی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی
 
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق، ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام از عشق هم خسته
 
غنچه شوق تو هم خشکید
شعر ای شیطان افسونکار
عاقبت زین خواب درد آلود
جان من بیدار شد  بیدار
بعد از او بر هر چه رو کردم
دیدم افسون سرابی بود
آنچه می گشدم به دنبالش
وای بر من نقش خوابی بود
 
ای خدا...بر روی من بگشای
لحظه ای در های دوزخ را
تا به کی در دل نهان سازم
حسرت گرمای دوزخ را
 
دیدم ای بس آفتابی را
کاو پیاپی در غروب افسرد
آفتاب بی غروب من !
ای دریغا  در جنوب !افسرد
 
بعد از او دیگر چه می جویم ؟
بعد از او دیگر چه می پایم ؟
اشک سر دی تا بیفشانم
گور گرمی تا بیاسایم
 
پشت شیشه برف می بارد
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام دستی
دانه ی اندوه می کارد 


✍🏼فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۰)

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

پارت ۳۸

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

بهار بدون تو

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

## **پارتی اول: غروب، کافهٔ خلوت و یک اعترافِ پشتِ فرمان**هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط