{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندید

فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از چندلحظه او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟ گذشته را فراموش کنید و با آن آینده را بسازید به جای افسوس خوردن.
دیدگاه ها (۱)

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

💞 🍃 💞 🍃 💞 فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وا...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

روانشناسی و مشاوره(جهانگیر آزاد)فیلسوفی لطیفه ای برای حضار ت...

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط