{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 85 ⁠`⁠ლ⁠

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 85 ⁠`⁠ლ⁠


با بوق بلند کشتی یهو از خواب پرید نفس نفس زنان رویه تخت نشسته اما با درد شدید زیر دلش چشم هایش را رو هم فشار داد به به سختی خودش را کمی بالا کشید و به تاجه تخت تکیه داد نگاهی به جیمین که با بالاتنه برهنه رویه تخت مثله یه فرشته خواب بود کرد ملافه رو تا شونه هایش کشید تا مبادا عشق اش سردش بشه چقدر در خواب شبیه بچه ها بود نفس های منظمی که می‌کشید معلوم بود که خوابه خنده ملیحی نمود با این صدای بلند کشتی که راه اف تاده بود هنوزم بیدار نشده بود رو صورتش خم شد اون لب های صورتی و غنچه ای اش پوست نرم و سفید صورتش ابروی های مشکی مژه های متوسط هرچی از زیبایی آن پسر گفته بشه باز هم کمه واسه اون دختر زیبا ترین منظره جهان نگاه کردن به چشم های عشق اش بود و حال که خواب بود نمی توانست چشم های درخشانش را ببینه،،، و این شد که جیمین ‍چشم هایش را باز نمود بعد از چندین دفعه پلک زدن خواب از چشم هایش پرید درحالیکه دختره رو صورتش خم شده بود استاد پارک لبخندی زد و سر اش را به طرف بالا هدایت کرد و بوسه سبکی رویه لب های عشق اش کاشت دختره سریع صاف به نشست لبخندی زد و نجوا نمود ات : جیمین .....
جیمین به آرامی سر اش را رویه رون پای دختره گذاشت و زمزمه نمود ...
جیمین : ازدواج کنیم
دختره کمی شوکه لب زد ات : ازدواج .. به نظرت زود نیست
جیمین با لحن زیبایی بیان نمود جیمین : نه خیلی هم دیره دنیا دو روزه شاید امروز باشه اما فردایی نباشه چرا وقت رو هدر بریم همینکه به سئول برگشتیم ازدواج میکنیم باهم زندگی می‌کنیم صاحب بچه های خوشگل و ناز می‌شیم
دختره در افکارش فروع رفت به حرف های جیمین که فکر میکرد درست بودن، با صدای عشق اش افکارش از بین همه رفت به چشم های زیبای خاکستری اش خیره شد مگه میشد به این چشم ها نه گفت جیمین : گل برفی من ....
ات : باشه.... باشه جیمین بیا همین که رفتیم سئول ازدواج کنیم ........ جیمین لبخندی زد این جوابی بود که میخواست از اون دختر بشنوه دوباره سر اش را رویه پای دختره گذاشت و چشم هایش را بست .....
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۱۲)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

dark life = 40

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

{محکوم به لمس } part ۱۹ 杂交种ناگهان دست جیمین محکم دور کمرش ح...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

چندپارتی تهیونگ

.......//برده ی زیبا//........

چندپارتی جونگ کوک

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط