{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 41

جونگکوک روی زمین نشست و بسته کوچک داخل جیبش رو بیرون آورد و بازش کرد بینیش رو نزدیک برد و اون رو نفس کشید

آه غلیظی از بین لبهاش خارج شد و سرش رو به دیوار تکیه داد

چشمهاش بسته بود و پوزخندی روی لبهاش بود

عرق سردی که روی پیشونیش بود اهمیتی نداشت وقتی اون مواد .. به بدنش رسیده بود

حالا کمی آروم گرفته بود. از صداهای ذهنش از جیغ های دخترانه ای که مغزش رو احاطه کرده بودن از دردهایی که داشت. از نفرت اهاش

چطور جک ازش میخواست تنها چیزی که اونو کمی اروم میکنه ترک کنه؟

دستهای شلش رو روی زانوهاش انداخت و سرش رو چندبار آروم به دیوار کوبید و مستانه خندید. صدای خنده هاش کم کم بالاتر رفت و به قهقهه تبدیل شد

به جلو خم شده بود و میخندید با صدایی بلند. جوری که خنده ... هاش به گوش همه برسه

لیویا از بیرون اتاق متوجه صدای خنده جونگکوک شد و رو به جک گفت : چه عجب .. بالخره این پسر خندید

... جک لبخند غمگینی زد و سرش رو تکون داد اما هیچکدومشون از داخل اتاق خبر نداشتند. هیچکدوم از
صداهای ذهن جونگکوک خبر نداشتند. حتی جک که فکر میکرد از اثر همون مواده

هیچکس قطره اشکی که موقع اون قهقهه ها از گوشه چشمش چکید رو ندید هیچ کس از عذابهای درون اون پسر خبر نداشت.. چرا اینجوری شده بود؟ مگه نباید به اون مواد فراموش میکرد؟ پس چرا همه چیز مثل فیلم از جلوی چشمش میگذشت؟ چرا بی رحمی های هه را رو یادش نمیرفت؟ چرا تنهایی هاش رو یادش نمیرفت؟

درسته.. هیچکدوم نفهمیدند که اون خنده ها از هزاران گریه بدتره.. هیچکدوم از اون دو نفر نفهمیدند که گاهی اوقات این !!! خندیدنها هستند که صدای فریاد گریه ها رو مخفی میکنند

ساعت از نه گذشته بود و جک و لیویا با هم وسیله های اتاق رو چیدن و جابه جا کردند و جونگکوک کل اون تایم رو خواب بود ... لیویا خسته خودش رو روی مبل انداخت و کمرش رو گرفت جونگکوک بالاخره از اتاقش بیرون اومد. قیافش نسبت به صبح سرحال تر بود. کلافگیش رفع شده بود

_ .. عااه.. بدن درد دارم

جک : گفتم که دست نزن به چیزی خودم مرتب میکنم لیویا سرش رو به نشانه مخالف تکون داد و گفت : نه احتمالا بخاطر دیشبه چون روی سرامیک خوابیدم سرما به بدنم وارد شد جک : الان اوکی ای؟

_ فقط استخونام تیر میکشه و کمرم داره میشکنه

جک سرش رو کج کرد : اوهوم. پس خیلی حالت خوبه.. فقط من مسئولیت فلج شدنتو گردن نمیگیرم

لیویا از شوخی جک خنده ای کرد که چشمهاش جمع شد و گونه هاش .. گرد
خنده قشنگی داشت

.. خنده های شیرین و دلنشین

جک به جونگکوک که بی اهمیت به اون دونفر توی اشپزخونه مشغول اب خوردن بود گفت: به آقای خرس از خواب زمستونیت پاشدی!؟

جونگکوک یک چشمش رو بست و دهن کجی کرد: مسخره بازی در نیار حوصله ندارم

جک : باشه بابا باشه.. من دارم میرم تا خونه دنیل

جونگکوک : وایسا منم میام

جک : بمون دیگه لیویا تنها نمونه

جونگکوک : هوف... بشینم تو خونه چیکار کنم اخه

لیویا : اشکال نداره برو

جک : بخاطر تنهاییت نمیگم بیشتر بخاطر امنیتش میگم. یکی ... پیشت باشه مشکلی پیش نمیاد

لیویا سری تکون داد و جونگکوک هم بی حرف بالا رفت و وارد .. اتاقش شد

کمی که گذشت لیویا با حس گشنگی وارد اشپزخانه شد تا چیزی .. درست کنه

نمیدوست با این مواد غذایی ای که داره چی باید درست کرد

کمی همونجا موند و فکر کرد نه چیزی به ذهنش نمیرسید .. ناچار به بالا رفت و آروم ضربه ای به در اتاق جونگکوک زد با صدای جونگکوک که گفت بیا تو

وارد اتاق شد و کمی خجالت زده گفت: ام... گشنت نیست؟ جونگکوک همونطور که به گوشیش خیره بود گفت : تو گشنته؟ خب یکمی هر چی فکر کردم با مواد غذایی ای که داریم نمیشد. چیزی درست کرد

جونگکوک سری تکون داد و از جاش بلند شد توی گوشیش دنبال شماره فست فودی گشت
+ فست فود میخوری؟

لیویا سرش رو خاروند و گفت: مشکلی باهاش ندارم

غذا رو سفارش داد و دوباره به حالت قبلی اش برگشت لیویا از اتاق خارج شد و در رو پشت سرش بست

هوای اینجا براش خفه کننده بود و حس میکرد بازهم داره به دوران

.. قبلش بر میگرده

حسی که از این کشور رو میگرفت دوست نداشت. شاید هم غریبی میکرد.

شاید هم دلتنگ مادرش بود و این حجم از فاصله رو نمیتونست

.. تحمل کنه

.. وارد اتاقش شد و چمدونش رو باز کرد

.. به دنبال اون قرصها میگشت

... بازهم بهش نیاز پیدا کرده بود

چقدر از این زندگی خسته بود که باید به کمک اون قرصها کمی

.. اروم میگرفت

هر چند که دکتر مصرف اون قرص رو براش غدقن کرده بود قرص رو برداشت و به اشپزخونه رفت تا آب برداره و قرص رو بخوره

لیوانی برداشت و از آب پرش کرد

با صدای جونگکوک که وارد اشپزخونه میشد به خودش اومد و برگشت
دیدگاه ها (۱۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

بچه ها کانال تلگرام زدم آیدیم اینه پیامم بدید براتون لینک بف...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 40| فلش بک 2021 |کار...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 31+بنظر میاد فقط بخش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 32○ اندکی اسمات هست ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط