چند پارتی کوک ازدواج‌اجباری p:۳

ات+
کوک_
بابای ات÷
مامان ات×
بابای کوک$
مامان کوک&
.
.
ویو ات گیم زدیم و رفتیم پایین برای شام سر میز شام بودیم که بابای کوک شروع کرد به حرف زدن
$ات کوک ما میخوایم موضوعی رو به شما بگیم
_+بفرمایید
÷خب میدونین که بزرگ شدین و بید ازدواج کنید
+_(غذا پرید گلوشون)
+اهم اهم (صرفه)بابا من گقته بودم نمیخوام ازدواج کنم
$و ات من و پدرت باهم شریک هستیم و بخاطر همین تو باید با کوک ازدواج کنی
+_چیییییی؟
_بابا این همه زن ات؟
+مگه شوهر قحطی عه؟
_+چرا اون؟
$÷حرف نباشه الانم برید تو اتاق ات باهم حرف بزنید
+_ایشششششش
رفتن اتاق ات
_فک نکن ازت خوشم میادا
+کی خواست تو ازش خوشش بیاد
_هه دخترا برا من میمیرن
+پسرا هم برای من میمیرن
_من میخوام سینگل بمونم
+منممممممم
+عا من ی نقشه دارم
_می‌شنوم
+بیا بشین رو تخت آروم بگم نشنوند
+ببین اونا میخوان ما ازدواج کنیم و بچه دار بشیم که بعد تو ی وارث داشته باشن بعد ۱ هفته میریم به مامان بابامون میگیم که من نمیتونم بچه بیارم خب
_الانه که غش کنم فک نکنم بشه
+چرا میشه حالا بیا بریم پایین
_اوک
پایین
÷ات عموت اینا امشب می‌مونن
+اوهوم
&و کوک تو هم پیش ات میخوابی
+_چییییییی
+ولی زن عمو تخت من ینفرست
$خب همو بغل میکنین
_بابا ببخشید ولی فیلم ترکی نیستش
×-خب دیگه برید بخوابید ما حرف بزرگانه داریم
+_ایششششش(زیر لب)
تو اتاق
+من رو تخت میخوابم تو رو زمین
_جا قحطی عه؟ من کمرم درد میگیره
+پس تو اون طرف تخت منم این طرف تخت بغلم نمیکنی ها
_خیل خوب
صبح
ویو ات
بیدار شدم دیدم کوک بغلم کرده
ادامه پارت بعد😐
دیدگاه ها (۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

#برادر ناتنی من

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

مهمونی خطرناکپارت=22به سمت سالن غذا خوری رفتیم و پشت میز نشس...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط