که یهو میرا بهم گفت بسههههههه

که یهو میرا بهم گفت بسههههههه
+برو بیرون از خونم
_نمیرمممم
+وای خدا
+برو
_نچ
+میگم برو (با دادو اعصبانیت)
_نچ نمیخوام برم میخوام همینجا بخوابم
+کوک
ویو میرا
یهو کوک منو براید استایل منو بغل کرد و بردمتوحموم
+ککککوک
_هوم
+بزارم پایین
_نچ
من رو گذاشت رو پاهاش و رفتیم تو وان من خودم رو جا کردم تو بغل کوک
بعد همینطوری با اون دستای مردونش و با اون رگای بر جسته اش داشت روی کمر من دست میکشید
منم با ناخونام داشتم رو تتو هاش دست میکشدم یهو
یه تتو رو دیدو باهمه فرق داره
+کوک این تتو چیه
_این
+یس
_مخفف اسمت پرنسسم(نوشته بود maqror)
+وای کوک عشقتم
_من بیشترخیلی دوست دارم میدونستی
+منم
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت ۲۳

P11 .PRESAN MAFIA.

اجبار به بد بختی پارت ۴۴

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

bts

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

رمان :{ تا وقتی که عاشقت شدم }

شاگرد لوس منپارت 25با نهایت سرعت به طرف اتاق بهداشت که سالن ...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط