#یه_دسته_گل

#یه_دسته_گل
.
هرچی از پشتِ درِ آشپزخونه خواهش کردم فایده نداشت. در رو بسته بود و میگفت: «چیزی نیست اللن تموم می‌شه».
وقتی اوند بیرون دیدم آشپزخونه را مرتب کرده، کفِ آشپزخونه رو شسته، ظرف‌ها رو چیده سرِ جاشون، روی اجاق گاز رو تمیز کرده و خلاصه آشپزخونه شده مثل یه دسته گل.
گفتم: «با این کارها ممو خجالت رده می‌کنی»، گفت: «فقط خواستم کمکی کرده باشم».
. #شهید_علی_صیاد_شیرازی
منبع: کتاب خدا می‌خواست زنده بمانی، ص۷.
.
.
.
این زن کارپرداز همه کارهای زندگی‌تان نیست که همه کارهای زندگی‌تان را روی دوش او بگذارید و بعد مؤاخذه کنید. نه، این سک گُلی است در دست شما.
منبع: کتاب مطلع عشق، صفحه ۵۰.
. #شهدا #شهید_صیاد_شیرازی #سبک_زندگی_شهدا #مهروماه #نیمه_پنهان_ماه #عاشقانه_شهدایی #بخون
دیدگاه ها (۱)

به درخواست دوستان معرفی کتاب داریم 📚کتاب آقا مجتبی از انتشار...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۶●•_راوی_ویلیام مشغول خوردن ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۵۴

🖤 تک‌پارتی: «تو خواهرمی... پس چرا؟»ژانر: عاشقانه، درام، حساد...

💠 تقسیم کارهای خانه🔰 امام صادق (عليه السلام) فرمود:«كان امير...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐اولین چیزی ک...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط