وقتی مافیا بود و.....(درخواستی)
P9:
تقریبا دو روز میشه که لینو از سرکار نیومده.داشتم فکر میکردم که دور عمارت بچرخم و و نقشش رو روی کاغذی برای خودم بکشم.فعلا تا طبقه بیستو دوم پیش رفتم هرچند قدم هم برای خودم یه علامت گزاشتم که بتونم برگردم به جای قبلیم یعنی طبقه بیستو پنجم.هر طبقه اندازه شیش خونه ویلایی وسعت داره.پر از وسایل خاک خوردست.یه راه پله مارپیچی تموم طبقات رو به هم وصل کرده،به نظرم عمارتش نظیر نداره،هر از گاهی جملاتی به ذهنم میرسه که یادداشتشون میکنم و در آخر همه رو منسجم و تبدیل به یه نامه میکنم برای خودم.
پایین ورقه این جمله رو یاد داشت میکنم«ازادی ام را به عشق او باختم»
بعد از خوندن نامه آنقدر احساساتی میشم که انگار خودم اونا رو ننوشتم.
بعد از تقریبا چهار ساعت پیش رفتن،وقتی از بالا نگاه کردم،متوجه شدم پله ها توی طبقه نوزدهم قطع میشن.سریعا پایین میرم و با چیز عجیبی مواجه میشم.
اون طبقه....خالی بود و به جای پله گوشه ای از طبقه یه آسانسور وجود داشت.
البته حالا که فکر میکنم درواقع پر بودن طبقات بی استفاده عجیب تر از خالی بودن شونه.ورقه رو تا میزنم و میزارم توی جیب شلوار جین و به سمت آسانسور قدم برمیدارم،که با توجه به سرامیک سفید زمین متوجه میشم به طرز عجیب تری تمیزن،تمیز تمیز،گنده گویی به نظر میاد اما اگه بگم برق میزنن دروغ نگفتم.
دکمه آسانسورو فشار میدم که بلافاصله به کیبورد عددی روی صفحه نمایش لمسی آسانسور ظاهر میشه بایه نوشته بالای اون«رمز را وارد کنید»اینجا چه خبر بود؟.؟......
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز -#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
تقریبا دو روز میشه که لینو از سرکار نیومده.داشتم فکر میکردم که دور عمارت بچرخم و و نقشش رو روی کاغذی برای خودم بکشم.فعلا تا طبقه بیستو دوم پیش رفتم هرچند قدم هم برای خودم یه علامت گزاشتم که بتونم برگردم به جای قبلیم یعنی طبقه بیستو پنجم.هر طبقه اندازه شیش خونه ویلایی وسعت داره.پر از وسایل خاک خوردست.یه راه پله مارپیچی تموم طبقات رو به هم وصل کرده،به نظرم عمارتش نظیر نداره،هر از گاهی جملاتی به ذهنم میرسه که یادداشتشون میکنم و در آخر همه رو منسجم و تبدیل به یه نامه میکنم برای خودم.
پایین ورقه این جمله رو یاد داشت میکنم«ازادی ام را به عشق او باختم»
بعد از خوندن نامه آنقدر احساساتی میشم که انگار خودم اونا رو ننوشتم.
بعد از تقریبا چهار ساعت پیش رفتن،وقتی از بالا نگاه کردم،متوجه شدم پله ها توی طبقه نوزدهم قطع میشن.سریعا پایین میرم و با چیز عجیبی مواجه میشم.
اون طبقه....خالی بود و به جای پله گوشه ای از طبقه یه آسانسور وجود داشت.
البته حالا که فکر میکنم درواقع پر بودن طبقات بی استفاده عجیب تر از خالی بودن شونه.ورقه رو تا میزنم و میزارم توی جیب شلوار جین و به سمت آسانسور قدم برمیدارم،که با توجه به سرامیک سفید زمین متوجه میشم به طرز عجیب تری تمیزن،تمیز تمیز،گنده گویی به نظر میاد اما اگه بگم برق میزنن دروغ نگفتم.
دکمه آسانسورو فشار میدم که بلافاصله به کیبورد عددی روی صفحه نمایش لمسی آسانسور ظاهر میشه بایه نوشته بالای اون«رمز را وارد کنید»اینجا چه خبر بود؟.؟......
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز -#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۳۲.۴k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط