{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟
- #ParT_8 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

سرمو تو گر..نش بردم

اول خوب نفس کشیدم و بعد چندتا بو..سه کوتاه رو رگ گر..نش زدم!

سیب گلوش میلرزید‌..

خودمو کمی بالا تر کشیدم

نزدیک به گوشش پچ زدم:
- دوست دارم!

نفسشو به سختی بیرون ول داد

دستاشو بالاخره حرکت داد و کمر.. مو محکم لای دستاش اسیر کرد..

متقابلا گر..نمو بوسید!

بم پچ زد:

- داری دیوونم میکنی ، حواست هست؟!
قورتت میدم بچه..

با عش..وه خندیدم

جوری که دلشو بلرزونم‌ لب زدم:
- از خدامه که‌‌..

کمی تکون خوردم ،

ناخودآگاه بد..م رو بد.. نش کشیده شد و دیدم که به چه حالی افتاد

ناخداگاه ریز خندیدم..

┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
‌            ‌" @Timar_Novel  "
دیدگاه ها (۱۱)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_303_لیلی؟؟ هل شدمو سری...

رمان سوکوکو _ پارت 12

تک پارتی: وقتی سرما خورده بود و...ادامه:لیوان رو سمتم گرفت:"...

رمان سوکوکو 69

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

پارت 94: وی: من دارم میام اونجا دیگه نمیتونم وایسم! من: باشه...

https://wisgoon.com/ilmah.1392 حمایت نشه؟ فیکش محشرههههه

#انیمه #اوتاکو #ویسگون #ادیت #Anime #otaku #edit #wisgoon

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط