◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
- #ParT_8 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
سرمو تو گر..نش بردم
اول خوب نفس کشیدم و بعد چندتا بو..سه کوتاه رو رگ گر..نش زدم!
سیب گلوش میلرزید..
خودمو کمی بالا تر کشیدم
نزدیک به گوشش پچ زدم:
- دوست دارم!
نفسشو به سختی بیرون ول داد
دستاشو بالاخره حرکت داد و کمر.. مو محکم لای دستاش اسیر کرد..
متقابلا گر..نمو بوسید!
بم پچ زد:
- داری دیوونم میکنی ، حواست هست؟!
قورتت میدم بچه..
با عش..وه خندیدم
جوری که دلشو بلرزونم لب زدم:
- از خدامه که..
کمی تکون خوردم ،
ناخودآگاه بد..م رو بد.. نش کشیده شد و دیدم که به چه حالی افتاد
ناخداگاه ریز خندیدم..
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
" @Timar_Novel "
- #ParT_8 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
سرمو تو گر..نش بردم
اول خوب نفس کشیدم و بعد چندتا بو..سه کوتاه رو رگ گر..نش زدم!
سیب گلوش میلرزید..
خودمو کمی بالا تر کشیدم
نزدیک به گوشش پچ زدم:
- دوست دارم!
نفسشو به سختی بیرون ول داد
دستاشو بالاخره حرکت داد و کمر.. مو محکم لای دستاش اسیر کرد..
متقابلا گر..نمو بوسید!
بم پچ زد:
- داری دیوونم میکنی ، حواست هست؟!
قورتت میدم بچه..
با عش..وه خندیدم
جوری که دلشو بلرزونم لب زدم:
- از خدامه که..
کمی تکون خوردم ،
ناخودآگاه بد..م رو بد.. نش کشیده شد و دیدم که به چه حالی افتاد
ناخداگاه ریز خندیدم..
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
" @Timar_Novel "
- ۳.۶k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط