{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی: وقتی سرما خورده بود و...ادامه:

تک پارتی: وقتی سرما خورده بود و...ادامه:
لیوان رو سمتم گرفت:"بیا اروم اروم بخور"
روی تخت نشستم..لیوان رو از دستش گرفتم و کمی از اون نوشیدنی خوردم..صورتم جمع شد و با اخم گفتم:"این چه کوفتیه؟ چرا انقدر تلخه؟!"
_"نه خیر تلخ نیست زنجبیله..بخورش تا اخر!"
با گریه ی الکی گفتم:"یااااا تو میخوای از من انتقام بگیری؟ میدونی من از زنجبیل متنفرم بعد داری میگی دمنوشش رو بخورم؟"
میتونستم صدای خنده ی ارومشو بشنوم:"عهههه اگه میخوای خوب شی باید بخوریش خب"
اروم اروم‌ از اون دمنوش بد مزه خوردم...دستشو گذاشت روی پیشونیم..دیدن اون همه نگرانی توی چشماش، خستگیمو برای چند لحظه یادم برد.
چند ثانیه بعد لبخند محوی از روی رضایت زد:"کمتر شده.."
لیوان ر‌‌و تا اخر سر کشیدم:"اییییی..بیا خوردم خانم"
لیوان رو روی میز گذاشتم..لبخند زد
از داخل قوطی ی قرص یدونه در اورد:"بیا این رو هم بخور"
گریه الکی کردم:"جناااااا"
با کلافگی گفت:"یاااااا میخوای خوب شی یا نه؟؟"
_"باشههه"
قرص رو با لیوان آب خوردم..وقتی که خوردم نگاهم کرد:"خیلی خب..باید استراحت کنی"
نفس عمیقی کشید شونه هامو گرفت:"دراز بکش"
یکم به حالت دراز کشیده در اومدم و پتو رو روم کشید :"بخواب"
جنا:
از تخت داشتم دور میشدم که مچ دستم محکم گرفته شد:"آهای کجا؟"
_"میرم تا تو راحت بخوابی..دارو خوردی ظاهرا حالت بهتر شده..الان راحت استراحت کن"
وقتی اینو گفتم با تعجب بهم زل زد..اخم کرد:"چییی؟؟"
با تعجب گفت:"خودتم نمیدونی داری چی میگی جئون جنا! یعنی چی میرییی؟"
اون همیشه عادت داشت فامیلی خودشو بزاره رو من..
_"فکر نکن بخشیدمتاااا من هنوز اعصبانیم فراموش‌ نکردم.."
حرفمو کامل نزده بودم که دستمو کشید و منو انداخت کنار خودش
_"آخخخ.. معلوم هست چیکار میکنی؟؟"
تو جاش غلتی خورد..چند لحظه خیلی جدی نگاهم کرد و موهامو از رو صورتم زد کنار دستاشو دور کمرم حلقه کرد..همینطور که اروم سرشو رو شونم می ذاشت گفت:"چون بهم دارو دادی حالم خوب نشد ، چون کنارم بودی حالم خوب شد..من با وجود تو حالم خوبه جنا..پیشم بمون!"
ناخواسته دستمو متقابلا دور کمرش حلقه کردم :"خیلی خب" محکم تر بغلم کرد..اروم چشماشو داشت میبست:"اومم..خوبه"
بعد از چند دقیقه ، انگار کامل خوابش برده بود
به چهره غرق در خواب بامزش نگاهی انداختم..ناخداگاه لبخند زدم و دستمو تو موهای ابریشمی مشکیش و نا مرتبش کشیدم..اروم خندیدم:"دوست دارم پسر کوچولوی من!"
The end
امیدوارم دوستش داشته باشید ❤️
دیدگاه ها (۲۲)

فالو شه؟🩷✨️https://wisgoon.com/sugaaaaaaa

عکس اصلی فیک هایی که خواسته بودید🫶🩷

my little mochi:part5جیمین ویو:آروم دم گوش نامجون گفتم.جیمین...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹⁴دقیقا قبل از اینکه تهیونگ بخواد ریکشینی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط