به خدا که بسپاری، حل می‌شود.

به خدا که بسپاری، حل می‌شود.
خودم دیده‌ام؛
وقتی که از همه بریده بودم؛
بی هیچ چشم‌ داشتی
هوایم را داشت، در سکوت و آرامش،
کار خودش را می‌کرد و
نتیجه را نشانم می‌داد
که یعنی ببین ! تو تنها نیستی ...
خودم دیدم وقتی همه می‌گفتند
این آخر خط است،
با اشاره حالی‌ام می‌کرد که به
دلت بد راه نده !
تا من نخواهم هیچ‌ آخری،
آخر نیست و هیچ آغازی
بدون اذن من سر نمی‌گیرد !
خودم دیدم وقتی همه سعی
بر زمین زدنم داشتند،
دستان مرا محکم می‌گرفت و
مرا بالاتر می‌کشید
تا از گزندشان در امان باشم،
هرکجا آدم‌ها دوستم نداشتند،
او دوستم داشت و خلأ احساس
مرا یک‌تنه پر می‌کرد.
اوست از پدر پناه دهنده‌تر و از مادر،
مهربان‌تر...
اوست از هرکسی تواناتر.
من کارم را به خدا سپرده‌ام و
او هرگز بنده‌اش را ناامید نمی‌کند.

«أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ » ؟!
چرا.. کافی‌ست،
به خدا که خدا همه‌ جوره
برای بنده‌اش کافی‌ست...


#نرگس_صرافیان_طوفان
#انگیزه_باروون
#ایــــــــــــه_گرافـــــــــی
#معبـــــــــــــــودم



#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

خدا برایم کافی ستوقتی در میان امواج دردها گم می شومخدا برایم...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

فراتر از خویش

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

سلام بروبچ

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۱ | آقای اخمورینا هنوز به پیام آخر خیره بود...

قسمت ۶

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط