{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایش بسان آوای طیران صبحگاهی به وجد آور، در ذهنم رخنه می

صدایش بسان آوای طیران صبحگاهی به وجد آور، در ذهنم رخنه می‌کرد. تا به سمت صدا رجوع می‌کردم ..
جز سراب نبود.
اینست دلتنگی، اگر چه هرجا نشانی از محبوب دارد ،هر نسیمی عطرش را فشاند مگر او نباشد.

❤️💕
دیدگاه ها (۰)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

زیبای کوچک فریبکار

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

بالاتر از اتمسفر

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

عشق پر مشغله: پارت چهاردهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط